اين نامه
سرگشاده را كارگردان فيلم يك سال پس از ساخت فيلم نوشته است.   

رجوع شود به روزنامه همشهري  4  شهريور 1381  

 

"نامه سرگشاده يك جاندار از تيره‌ي مستندسازان به رييس سازمان حفاظت از محيط زيست ايران"

يا

"رودخانه ديگر ماهي ندارد"

 

خانم ابتكار

شايد تاكنون نام يك گونه‌ي انساني به‌نام هنرمند را در چرخه‌ي حيات طبيعي شنيده‌باشيد. اين گونه‌ي "انسان-هنرمند" كه از تيره‌ي سخت‌تنان است، انواع مختلف دارد: گونه‌ي نقاش، گونه‌ي فيلم‌ساز و غيره. گرچه تعريف هركدام از اين گونه‌ها در بسياري از كتب محيط‌زيستي آمده‌ ولي لازم است كه من هم تعريف خود را كه كمي تخصصي‌تر و مرتبط‌تر با شما و سازمان شماست، بدهم.

نقاش: جانور‌-‌ هنرمندي است از راسته‌ي آدميان كه با مواد و مصالح مختلف و به پشتوانه‌ي تفكر خويش اقدام به آفرينش خلاقانه در عرصه‌ي هنرهاي تجسمي مي‌كند. مثال آن دكتر احمد نادعليان است كه بعداز طي مدارج علمي در خارج از ايران با درجه‌ي دكتراي فلسفه هنر به ايران مي‌آيد و بلافاصله با مادر و همسر و پسر كوچك خويش به روستاي دوران كودكي خود (پلور) مي‌رود و زندگي عشايري و هنرمندانه‌ي خود را از سر مي‌گيرد تا با حك نقش ماهي بر سنگ‌هاي بستر خشك و آلوده‌ي رودخانه پلور، خاطره‌ي آب و ماهي را در جايي كه ديگر نه آب دارد و نه ماهي، زنده نگه دارد تا شايد از اين طريق هشداري باشد بر جانوران ديگر كه كمر همت به نابودي محيط زيست بسته‌اند.

مستندساز: جانور- هنرمند ديگري است از گونه‌ي فيلم‌سازان و از راسته‌ي سخت‌پوستان كه اگر سيم‌خاردارهاي مراكز نظارتي و حمايتي دولت حضور او را در عرصه‌هاي فرهنگي و هنري از او دريغ كند، خود از خود حمايت مي‌كند و خودش به خودش وام مي‌دهد و به توليد اثر مي‌پردازد. و اگر منطقه‌‌ي مين‌گذاري شده‌ي تلويزيون آثار توليد شده‌ي او را يك‌به‌يك در تله‌هاي انفجاري عدم پخش قراردهد، به نمايش آثار خود در اندازه‌هاي كوچك‌تر ولي انساني‌تر بسنده مي‌كند. اين جانور- مستندساز كه نسبت به گونه‌ي نقاش خود نياز بيشتري به سرمايه و حمايت دستگاه‌هاي دولتي براي توليدمثل فرهنگي دارد، براي جلوگيري از انقراض روبه‌رشد خود و در زماني كه امكان دسترسي به سرمايه‌هاي ملي را ندارد، به جاي سرمايه‌هاي ملي (بيت‌المال) از سرمايه‌هاي شخصي ( نان زن و فرزند) خرج توليد اثر (فيلم مستند) مي‌كند.

 

خانم ابتكار

تركيب انديشه‌ي اين دو جانور (نقاش + مستندساز) در هزاره‌هاي يخ‌بندان  سال گذشته (1380)، تبديل به خلق طفل ناخواسته (فيلم مستند) اي شد به نام "رودخانه هنوز ماهي دارد" كه شما از توليد آن بي‌اطلاع بوديد و در اين مورد بي‌تقصير. ولي اگر بگوييد كه اين فيلم را نديده‌ايد خود مقصريد. چراكه در اسفندماه سال گذشته اين فيلم را شخصاً به دفتر سازمان شما ارايه كردم و در نامه‌اي كه همراه آن بود خواستار ملاقات با شما و حمايت سازمان شما از توليد اين فيلم شدم. قرار ملاقات و گفتگو با شخص شما كه هيچ، متاسفانه فيلم من هم بدون اين كه آن را ديده باشيد به همراه نامه‌ي من بدون اين كه آن را خوانده باشيد بعداز گذشت ماه‌ها بلاتكليفي از دفتر شما در طبقه نهم ساختمان سازمان حفاظت از محيط زيست سر خورد و به دست مسوول سمعي بصري سازمان شما رسيد كه ايشان هم در نهايت احترام و با صرف انرژي بيش ازحد توقع، امثال ما (جانور- مستندسازان) را لايق حمايت سازمان متبوعشان نديدند. گرچه حداقل آن خانم مسوول دفتر شما بهتر مي‌داند كه در اين بين نه احترامي در كار بود و نه حتي انرژي‌اي صرف شد.   

 

خانم ابتكار

وقتي كه ارديبهشت ماه امسال دكتر احمد نادعليان گفت كه از پروژه‌ي هنر رودخانه‌اش(River Art ) تنها فيلم من به جا مانده و بيشتر سنگ‌هايي كه نقش ماهي بر خود داشته‌ و در طول هشت كيلومتر از رودخانه پراكنده بوده‌اند، توسط ماشين آلات راه‌سازي و عمليات ويلاسازان اطراف رودخانه، نيست و نابود شده‌اند، فقط به شما فكر مي‌كردم. و به خودم كه باز هم موظفم يك تنه در پي تلاش براي ثبت اين بخش از واقعيت جامعه و انسان انديشمند معاصر باشم تا شايد بتوانم اين شرايط تاسف‌بار جديد را به همان فيلم قبلي اضافه كنم و يا در قالب يك فيلم جديد به دنبال ساخت آن باشم.

شما به عنوان رييس سازمان حفاظت از محيط زيست ايران حاضر به ديدن فيلم تلاش هنرمندانه‌ي يك نقاش در دفتر كار خود نشديد، پس بسيار بعيد است كه زحمت رفتن به پلور را هم به خود بدهيد. ولي اگر روزگاري اين همت را در خود ديديد كه به ديدار هنرمندي برويد كه نگاه انساني‌‌اش به هنر و طبيعت كاسبكارانه نيست و تنها از سر عشق به طبيعت و انسان زندگي خود را وقف تلاش هنرمندانه براي حفظ محيط زيست كرده، خواهش مي‌كنم كه چون ديگران او و ما را ديوانه نپنداريد.

او كه قوانين محيط زيست و قانون حريم رودخانه‌ها را از شما هم بهتر مي‌داند، دست از جنون هنرمندانه‌اش در حك كردن  نقش ماهي بر بستر بي‌جان و مريض رودخانه كشيده و حالا فقط به حفظ پيكر نزار رودخانه مي‌انديشد و مجنون‌وار  همت مي‌گمارد. 

او كه تلاش‌هاي هنرمندانه‌اش را (به سبب همت والاي شما و همه‌ي دولتيان) بي‌ثمر ديد، مبارزه‌ي ديگري از جنس حريف را آغاز نموده‌است. سرتاسر رودخانه را با تابلوهاي هشدار و با نوشتن قوانين محيط زيست و قانون حريم رودخانه‌ها پر كرده و با سلاح سنگ و با سپر كردن جان خويش راه ماشين آلات راه‌سازي و ويلاسازي را سد مي‌كند. با اندكي اميد واهي به حمايت از جانب نيروي انتظامي روستاي پلور و با اتكا به قوانين محيط زيست كه هيچ كس در اين مملكت از آن آگاهي ندارد و يا خود را ملزم به رعايت آن نمي‌داند.

 

خانم ابتكار

همان زماني كه جمله‌ي تاريخي آن اسوه‌ي آگاهي و شعور را شنيدم كه گفت: "لايه‌ي ازن را هر كس كه سوراخ كرده خودش هم بدوزد." فهميدم كه چشم اهل سياست توان ديدن ظرايف طبيعت را ندارد. و از همان زمان كه نقاش رودخانه‌ها و نقش ماهي هاي سنگي‌اش را ديدم ايمان آوردم كه باز مگر اهل فرهنگ و هنر به ميدان آيند تا آن شود كه ديگران نتوانند.

 

خانم ابتكار

 شما بهتر مي‌دانيد در جهاني كه بزرگ‌ترين ميزان سنجش توانايي افراد در تعداد كلمات بيشماري است كه صرف مي‌كنند و تنها به درد گوش‌هاي ناشنوا مي‌خورد، بايد به نمونه‌هاي كميابي كه با فكر و عمل خود روسفيدي ديگران را به ارمغان مي‌آورند بها داد و از انقراضشان جلوگيري كرد.

 

خانم ابتكار

جانور- هنرمندان چه با حمايت و چه بي‌حمايت، آن كنند كه بيارزد. شما چطور؟

 

  
مجتبي ميرتهماسب

 عضو انجمن مستندسازان سينماي ايران

 22/ مردادماه/1381


رونوشت:

- رياست محترم سازمان حفاظت از محيط زيست ايران، سركار خانم ابتكار

- روزنامه‌هاي كثيرالانتشار و مطبوعات تخصصي سينمايي كشور

- هيات مديره محترم انجمن مستندسازان سينماي ايران