|
جشنواره فرهنگی هنری سنگسری ها (18-22 تیرماه 1389 ییلاق گل زرد- پلور)
و بیست نهمین جشنواره هنر محیطی
گزارش احمد نادعلیان
عکسها،
احمد نادعلیان، شهناز زرکش و امین سلمانیان
www.riverart.net/paradise/festivals/sangsari/persian/index.htm
بین روزهای
(18-21)
تیرماه 1389
ییلاق گل زرد پلور میزبان هنرمندان و مردمی بود که برای شرکت در
جشنواره فرهنگی هنری سنگسری ها حضور به هم رسانیده بودند.
سنگسری ها به دلیل نزدیکی به پایتخت فرهنگشان رو به فراموشی است. هدف از این
جشنواره شناسائی فرهنگ و هنر ایل سنگسری و معرفی آن به علاقمندانی بود که در این
جشنواره شرکت داشتند.

در این جشنواره آثار هنری نو و کهن سنگسری ها در کنار هم و در محیط طبیعی و در داخل
سیاه چادر ها ارائه شدند. نسل جدید سنگسری ها در عرصه های مختلفی همچون نقاشی،
موسیقی ، مجسمه سازی، هنرهای محیطی، عکاسی و فیلم
فعالیت دارند. هنرمندانی همچون
حبیب درخشانی که نقاش و پژوهشگر می باشند و مجید درخشانی که در عرصه موسیقی صاحب
نام هستند حضور داشتند.
علاوه بر سنگسری ها
جشنواره همچنین شاهد حضور هنرمندان متعددی بود که در قلمرو های متنوعی فعالیت
دارند
و در حاشیه جشنواره سنگسری ها بیست و نهمین جشنواره هنر محیطی برگزار شد. هنرمندانی
از دیگر شهرهای ایران حضور داشتند.خانم
سمیه زمانی، عاطفه رنود، ستاره محبان، محمد رضا حبیبی، میثم طهماسبی از شمال ایران
آمده بودند.
آنها
در نقاشی با خاک
بر روی
دیواره های داخل چادر سیاه ها مشارکت داشتند.
خانم
شهناز زرکش عکاسی می کردند، آقای احسان راطبی، لیلا رعفتی و صابر زلالی تصویر
برداری می کردند.
و چهارده نفر از دانشجویان معماری منظر دانشگاه شهید بهشتی
که از نقاط مختلف ایران سفر کرده بودند برای بازدید جشنواره و
مطالعه معماری داخلی چادر سیاه های سنگسری در جشنواره شرکت کردند.
در این جشنواره شرکت کنندگان و میهمانان ویژه از تزئینات نقش دار داخل چادر و لباس
های محلی بازدید کردند.
در نشستی که در یکی از
سیاه چادر ها برگزار شد ارتباط هنر محیطی و زندگی کوچ رو سنگسری ها مرور شد. و
در طول جشنواره همزمان با حضور دانشجویان معماری منظر ریشه
ها و اندوخته هایی که در هنر من جاری هستند و مدیون کوچ رو بودن
اجداد من است را مرور کردم.
بیشتر
کهن الگو ها و نمونه
های نخستین آثار من
www.riverart.net/paradise/gole_zard/persian/index.htm

هنرمندان شرکت کننده در جشنواره با استفاده از خاک سرخ تپه معروف به سورا دیواره
های داخل چادر سیاه را تزئین کردند. هدف از انجام این طرح ها بازآفرینی و توسعه سنت
هایی بوده اند که فراموش شده اند.


جدیدترین مجموعه آثار من با عنوان "کارهای با نمک"
همزمان با جشنواره فرهنگی و هنری سنگسری شکل گرفتند. روندی که هنوز ادامه دارد. سنگ های نمک را در محلی که به صورت سنتی شیر
دام دوشیده می شوند نصب کردم . بزها، بزغاله ها، میش ها و بره ها قبل از حرکت
به چراگاه میل عجیبی دارند که نمک بخورند. نتیجه فرایند لیسیدن سنگ نمک ها
مجسمه های نمکی آماده هستند که بسیار جذاب هستند.
بیشتر
مجسمه های با نمک
www.riverart.net/nadalian/salt_sculpture/persian/index.htm

در این جشنواره
در کنار آثار نو،
آثار هنری کهن
سنگسری ها
همچون سوزن دوزی ها و
آویزه هایی که رنگی غنی دارند در
چادرهای ییلاق آویخته می شوند.

زن سنگسری با پوشش
سنتی
در داخل سیاه چادر های سنگسری زنان سنگسری که پوشش سنتی پر نقش و
نگار خود را به تن داشتند
از میهمانان پذیرائی کردند.
بیشتر
www.riverart.net/paradise/festivals/sangsari/persian/index.htm

تعدادی از
دانشجویان معماری منظر دانشگاه شهید بهشتی
روز بعد جشنواره از مرکز پردیس بازدید کردند و در خصوص تاریخچه این مکان توضیح
دادم.

بیشتر
www.riverart.net/paradise/festivals/sangsari/persian/index.htm
بهشت آلوده:
بیست و هشتمین جشنواره
هنرهای محیطی- هنرمند سرا و مرکز بین المللی هنرهای محیطی پردیس-
روستای پلور
گزارش:
احمد نادعلیان
بیست و هشتمین جشنواره هنرهای محیطی
در هنرمند سرا و مرکز بین المللی هنرهای محیطی پردیس در روستای
پلور برگزار شد. برنامه های جنبی آن نیز در هفته
های آینده انجام می شود.
پردیس پلور در مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یک
نگارخانه شناخته شده است. اما فعالیت های آن در عرصه بین المللی فراتر از یک
نگارخانه است.
http://www.riverart.net/paradise/festivals/28/persian
پس از ده سال فعالیت حالا پردیس به عنوان مرکزی برای رشد هنرهای محیطی شناخته
شده است و بواسطه پذیرش آن هنرمندان بین المللی برای آمدن به ایران از مجامع
فرهنگی بورس مطالعه هنری دریافت می نمایند. پردیس تا کنون هیچ کمکی از
نهاد های دولتی دریافت نکرده است و با پشتوانه هزینه ای که هنرمندان برای اقامت
در آن می پردازند به فعالیت خود ادامه می دهد.

"سینوو راب"
جدید ترین میهمان هنرمند سرا و مرکز بین المللی هنر محیطی پردیس
بین روزهای 13 الی 31 خرداد هنرمند فنلاندی سینوو راب
در هنرمند سرا و مرکز بین المللی هنرهای محیطی پردیس پلور ساکن بودند
و در ابن مدت برای تهیه اثر ویدئوئی و چیدمان
ویدئوئی خود تصویر برداری می کرد.
سرزمین ایران برای سینوو شگفت انگیز است. او از فرهنگ و سرزمینی متفاوت به
ایران آمده است. سینوو در شمال فنلاند زندگی می کند. جایی که در ماه جاری می
توان تا صبج بدون روشنایی کتاب خواند. در سال 2003 به فنلاند سفر کردم. برای من
نیز شگفت انگیز بود که آنها در اوایل تابستان شب ندارند.


بیشتر
http://www.riverart.net/paradise/festivals/28/persian
فراخوان:
جشنواره فرهنگی هنری سنگسری ها (18-19 تیرماه 1389 ییلاق گل زرد- پلور)
سنگسری ها شاخص ترین کوچندگان دامنه
های البرز هستند. استانهای سمنان ، تهران و مازندران در دوره ییلاقی و استانهای
سمنان ، خراسان و مرکزی در دوره قشلاقی قلمرو این عشایر را تشکیل می دهند. آنها
طولانی ترین مسیر کوچ را طی می کنند به طوریکه فاصله
ی دورترین
نقطه ی ییلاقی و قشلاقی آنان به بیش از
۱۵۰۰
کیلومتر می رسد .
بیشتر
چند هزار سال تداوم:
پیکره های گلی نقاشی شده
احمد نادعلیان
اخیرا در فرایند توسعه بناهای داخل باغ پردیس در پلور و احداث سرویس
بهداشتی جدید که لازمه آن کندن زمین بود ، گل تیره رنگی بدست آمد که به نظر می
رسید برای ساخت پیکره مناسب باشد. با استفاده از خاک بدست
آمده از چاه پیکره هایی
ساختم. با خاک هرمز آنها را
تزیین کردم. این عمل را از پیکره های باستانی و عامیانه میناب یاد
گرفتم. یکی از هنرمندان جوان سفالگر
آقای صدر الدین صدری
برایم آنها را پخت. رنگ خاکی که مرطوب آن تیره و کبود است. پس از پخته شدن
پیکره ها سرخ رنگ
شدند که یادآور رنگ سفالینه ها و پیکره های مارلیک هستند.
نتیجه آن برای من خیلی جذاب بود. حالا احساس می کنم که در باغ من یک چاه نفت
پیدا کردم. قبلا سنگ مفت و حجاری مفت بود و حالا خاک مفت و حجم آن کیمیا گری.
به گفته آقای صدر احتمالا در درجات مختلف تغییر رنگ می دهد. نتیجه
این تجربه را در گارگاه های آینده در پلور دنبال خواهم کرد
. بیشتر
www.riverart.net/nadalian/earth_statues/persian

بیست هفتمین جشنواره
روستای کوتنای قائم شهر (5- 7 خرداد)
گزارش:
احمد نادعلیان
با تشکر از گروه حجم سبز خصوصا آقای جلال الدین
مشمولی و خانواه محترم ایشان که به بهترین وجه از ما پذیرائی کردند.
بیشتر

http://www.riverart.net/paradise/festivals/27/persian
بیست
و ششمین جشنواره هنر محیطی در ایران- کلاته شیخ ابوالحسن - نیشابور
گزارش:
احمد نادعلیان
بیست
و ششمین جشنواره هنر محیطی در
كلاته
شيخ ابوالحسن نیشابور برگزار شد.
این کلاته در 15
کیلومتری شمال شهر نیشابور واقع شده است.
آقای مجید ملانوروزی و سایر هنرمندانی که در کلاته شیخ
ابوالحسن ساکن هستند میزبان و حامی این جشنواره بودند و آقای کریم اله خانی به
عنوان دبیر این جشنواره کارهای اجرائی آن را به عهده داشتند. در بیست و ششمین
جشنواره استادان و هنرمندان شناخته شده ای از گوشه کنار ایران شرکت داشتند.
کارهای مختلف و متنوعی به صورت چیدمان انجام شدند. کارهای هنرمندان جوان اغلب به
صورت گروهی و جمعی شکل گرفتند.
مقابر خیام ، عطار
نیشابوری و کمال الملک همچنین اسقرار دانشکده هنر در شهر
نیشابور زیرساخت خوبی برای
برنامه های فرهنگی و هنری می باشد.
با توجه به اینکه کلاته
در کنار آرامگاه
یکی از
عرفا به نام
شیخ ابوالحسن واقع شده است در آثار ارائه شده در
جشنواره به مفاهیم عرفانی توجه شده بود. داستان مرغان شیخ فرید الدین عطار
الهام تعدادی از آثار جمعی و فردی بود.

این مرغ تشنه را
بر روی یکی از سنگ های بومی نقش زدم و از آقای ملانورزی درخواست کردم که به
محل آرامگاه منتقل شود.
بیشتر
http://www.riverart.net/paradise/festivals/26/persian/index.htm
هنرمند
/ طبیعت گرا
احمد نادعلیان
جان کدی
چندی پیش فردی بواسطه اینترنت با من تماس داشت و اجازه گرفت که با استفاده از
عکسهای کار هایم مطلبی بنویسد. نویسند متن جان کدی شاعر بود. نشانی
زیر نیز معرفی شده بود.
http://www.morning-earth.org/ARTISTNATURALISTS/AN_Caddy.html
http://www.morning-earth.org/John_Caddy.html
جان کدی
یک شاعر آمریکائی است. در سی و پنج سال گذشته او شعر تدریس می کرده است.
او همچنین در مرکز آموزش جهانی محیطی در دانشگاه هملین در
مینوسوتای آمریکا تدریس می نماید. در این محل او برنامه های "صبح زمین"
را مدیریت می نماید. کتابهای شعر و آموزش هنر متعددی از جان منتشر
شده است و جوایز معتبری به آنها تعلق گرفته است که در وب سایت ایشان
معرفی شده اند.
او می
گوید: من یک شاعر سالخورده هستم که روحم در تمامی زمان زنده است. من،
همسرم لین و چهار تا گربه عالی در نزدیکی یک برکه ای در جنگل مینسوتا
زندگی می کنیم.
جان خود
را شاگرد طبیعت معرفی می کند و می گوید قلب من در زیر یک درخت صنوبر
پنهان است ...
http://www.morning-earth.org/John_Caddy.html
http://www.morning-earth.org/ARTISTNATURALISTS/AN_Caddy.html
زمانیکه جان نشانی یادداشتش را
برایم ارسال کردند هیجان زده شدم. جان کدی کامل ترین
گزارش تصویری- گونه های مختلف آثارم را در یک
صفحه واحد ارائه کرده بود. بخشی از
نوشته جان کدی نگاه فردی ایشان نسبت به کارهایم را نشان می دهد.
در بخشی دیگر یاداشت های من را بازنویسی کرده اند. ایشان
حرفهای من را شیوا تر و رسا تر با زبانی شاعرانه بیان کردند و
روایت من را ارتقاء بخشیدند.
از توجه ایشان بسیار متشکرم. دسترسی به تصاویر
مختلف و نوع نوشتار نشان می دهد که جان
کدی وقت قابل توجهی برای این
نوشتار اختصاص داده است. من به اندیشمندان و هنرمندان آمریکایی
بدهکار هستم. در 10 سال گذشته آنها بیشترین توجه را به آثارم داشته
اند. زابرت موزگان ، سام باوور، باربا راکس ، ابیگل داون،
میشل لی ، سوزان لوموتو همه امریکائی هستند و به روند کاری من توجه
داشته اند. از همه آنها تشکر می نمایم.

احساس بسیار خوبی دارم که فراسوی سی سال جنگ سرد و گرم با
آمریکا ما هنرمندان زبان همدیگر را می فهمیم.
خوشحالی من این بار بیش از گذشته است. چون در جمع اندیشمندانی
که جان معرفی کرده است نام و رنگ پوست من متفاوت است. امیدوارم نماینده شایسته
ای از
ایران و فرهنگ ایرانی باشم.
http://www.morning-earth.org/Artist_Naturalists.html
زمانیکه ترجمه متن جان به فارسی را اطلاع دادم خیلی خوشحال شد.
برایم نوشت اولین ترجمه نوشته های من به فارسی، خیلی دوست داشتی،
خط خیلی زیباست. او در پایان نوشته بود این زبان حافظ شیرازی
ترجمه نوشته جان کدی را در لینک زیر ببینید.
http://www.riverart.net/notes/caddy/persian
یادداشت زیر را
سرکار
خانم عاطفه خاص ترجمه کردند. از ایشان نیز تشکر می نمایم.
اصل یاداشت در نشانی زیر موجود است.
http://www.morning-earth.org/ARTISTNATURALISTS/AN_Nadalian.html
|
 |
|
هنرمند ایرانی
احمد نادعلیان یک پیام
آور
جهانی
"مادر زمین"
است. سال
های
زیادی
کنده نگاری
های
ماهی و الهه هایش را در کشورهای مختلفی
همچون فرانسه، آلمان ،ایتالیا ،ایالات متحده، قزاقستان، ازبکستان،
روسیه و سرزمین
اجدادیش، ایران اجرا کرده است.
نادعلیان عمیقا با آب، رود خانه و جزر و مد
پیوند دارد
و
بواسطه آنها
آئین های تولد دوباره
را
به نمایش
می گذارد.
رود
خانه محل زندگی دوران کودکی او
تخریب شده است.
این
هنرمند برای
التیام و شفا بخشی این
ویرانگی
بر روی
صخره های داخل رود خانه حجاری هایش
را انجام میدهد.
|
بر روی سنگ هایی که
با آب
صیقل
داده
شده اند،
ماهی حجاری میکند و
با رفتاری
آیینی این ماهی های
حجاری شده
بر روی سنگ را آزاد میکند تا دوباره آنها
را به آب رود خانه برگرداند.
این
عمل نوعی از هنر چیدمان برای نسل های
آینده است.
در کارهای مشابه دیگر او حجاری هایش را در
نقاط
پنهان
جهان
دفن
میکند.
موضوعی که در کارهای
نادعلیان به صورت مکرر دیده میشود آناهیتا است،
الهه باستانی آب و باروری. او
تصویر آناهیتا را بر روی صخره های
بسیاری نقش زده که
با
آبی
که در اطراف تصویر را احاطه کرده اند یکی شده اند.
او
همچنین
آناهیتا را با استفاده از خاک
های رنگی
نقاشی کرده است.
نادعلیان یک
حامی
راستین
زمین و هنرمندی
زیست محیطی است. در سالهای زیادی او جشنواره
های هنر محیطی را
در خانه شخصی خود
(در پلور)
و
جزیره هرمز واقع در خلیج فارس برگزار کرده است.
بیشتر
http://www.riverart.net/notes/caddy/persian
http://www.morning-earth.org/ARTISTNATURALISTS/AN_Nadalian.html
دربارهی دوستم ابگیل
دوان: کشت آور هنر
احمد نادعلیان
ترجمه
طاهر رضازاد
آبیگیل دوآن
هنرمندی محیطی است که در نیویورک سیتی و اروپا، زندگی و کار می کند. به یمن
آخرین تکنولوژی اطلاعات و حاکمیت فضای سایبری، همهی ما فرصتی برای ملاقات
افرادی از فرهنگهای مختلف، برای ایجاد دنیایی بهتر، پیدا می کنیم. برخلاف
مناقشه های اساسی و کشمکش هایی که میان سیاستمداران ایرانی و آمریکایی وجود
دارد، من و آبیگیل همکاری بصری خلاقانه ای در طول 4 سال گذشته داشته ایم. من
نسبت به آبیگیل احساس دین می کنم از آنجاییکه او یکی از ویرایشگران اصلی نوشته
های من برای وب سایتها و منتشراتم بوده است.

در هنر معاصر، انتقال یک ایده، بدون ارایهی اظهاریهی منطقی هنرمند، یک چالش
محسوب می شود. انگلیسی یکی از زبانهای رایج و فراگیری است که ما را قادر به
ارتباط باسایر هنرمندان از سراسر دنیا می کند. هرچند، ترجمهی یک ایده از یک
فرهنگ یا زبان؛ به فرهنگ یا زبانی دیگر نیز مشکل است. آبیگیل زمانی را برای کمک
به تبیین آثار من و آثار بسیاری از هنرمندان جوان ایرانی که در جشنواره های
اخیر هنر محیطی در ایران شرکت کرده اند، اختصاص داده است. علاوه بر این او نقطه
نظر شخصی خودش را هم در بارهی آثار من بیان و تفسیر کرده است. از این جهت، اثر
هنری در زمانهی ما می تواند از طریق تعامل و همکاریِ گشوده، درک شود. زمانی که
ما برای تفسیر اثر هنری یک شخص دیگر تلاش می کنیم، اغلب می توانیم معانی را
گسترش بدهیم. بیشتر
http://www.riverart.net/paradise/artists/abigail_doan/persian/index.htm
سفر نوروز 1389 - جزیره هرمز
اخمد نادعلیان
چند روز مانده به نوروز به جزیره هرمز سفر کردم.
طبیعت سبز بود

در اطراف محیط زیست آلودگی زیاد بود
http://www.riverart.net/nadalian/life/nouroz_89/persian/index.htm
خانه مادر حسن دریاپیما
احمد نادعلیان
در چهار سال گذشته همواره به خانه حسن دریاپیما
تردد داشتم. در سال اخیر رفت و آمد من روزانه بود و از طریق خانه حسن به
اینترنت دسترسی داشتم.

در بهمن ماه گذشته پس از تغییر کاربری ساختمان
هنرمند سرای خلیج فارس، به حسن پیشنهاد دادم که اطاق های طرفین خانه ای که در
آن زندگی می کنند روبراه کند. حسن گفت خانه متعلق به مادرش است و رضایت او
ضروری می باشد.
http://www.riverart.net/hormoz/hassan/persian/index.htm
داستان زندگی کنیز
و کارهای مشترک ما
اخمد نادعلیان
باور کردن داستان زندگی کنیز برای من
مشکل است.
کنیز به من گفت اگر سواد داشتم
داستان زندگیم را می نوشتم
کمی
برایش می نویسم

مادر کنیز در سن هفت سالگی
ازدواج کرد. 25 بار زایمان داشت. از فرزندانش فقط پنج نفر بزرگ شدند چهار دختر
و یک پسر. تعدد زایمان برای این بود که پسر داشته باشد. یک پسر به دنیا آورد
ولی متاسفانه در 6 ماهگی به دلیل تزریق یک آمپول اشتباه از ناحیه پاها فلج شد.
کنیز نیز اول بار در هفت سالگی
ازدواج کرد.
http://www.riverart.net/hormoz/kaniz/persian/index.htm
موزه هنرهای محیطی خلیج فارس-
جزیره هرمز

هنرمند سرای خلیج فارس:
-
محل اسکان هنرمندان در زمان جشواره ها
-
محل اقامت هنرمندانی که در بین ماه های آذر تا
فروردین در هرمز ساکن می شوند
-
موزه هنرهای محیطی ، خاکها و سنگ های رنگی
-
موزه بقایای موجودات دریایی که از منظر زیبائی
شناسائی قابل توجه هستند
-
نگارخانه ای برای فروش آثار هنری زنان جزیره هرمز
هدف اولیه ایجاد هنرمند سرا این
بود که محل اسکانی برای هنرمندان خصوصا هنرمندان محیطی فراهم شود.
در طول بیست و پنجمین جشنواره هنر محیطی هنرمندان شرکت کننده خودشان محیط پیرامون خودشان را
تعریف کردند. نتیجه این فرایند سازگاری محیط پیرامون با کاربرد بنا بود.
راهی جز این نبود چون هدف تغییر کاربری با بودجه کم بود. در طول جشنواره بسیاری
از بومی ها برای بازدید از خانه به آنجا آمدند و پس از ان نیز گردشگرانی که
برای بازدید از هرمز به آنجا می آمدند تمایل داشتند که از این خانه بازدید
نمایند.
حالا هنرمند سرای خلیج فارس ضمن اسکان هنرمندان موزه ای است که هنرهای محیطی را
به نمایش می گذارد.
http://www.riverart.net/hormoz/hormoz/museum/persian/index.htm
دنیای ما: رویای کودکان و کنده نگاری های
من
از همه دوستان دعوت می شود
که تصاویر طراحی و نقاشی کودکان را به نشانی الکترونیکی زیر ارسال کنند.
riverart.news@gmail.com
من به دنبال طرح هایی هستم
که تقلیدی نباشند و دنیای ذهنی و تخیلی کودکان را نشان دهند.
طرح های انتخابی را
بر روی سنگها نقش می زنم و با حمایت سازمان زیبا سازی شهر تهران یادمانی
برای کودکان ساخته خواهد شد.
بیشتر
http://www.riverart.net/petroglyphs/our_world/persian/index.htm

سفری به خوزستان - زمستان
1389
اخمد نادعلیان
اواخر اسفند 1389 پیرو دعوت
دانشکده هنر مسقر در شوشتر عازم این شهر شدم. پس از بازدید از شهر و
آبشارهای شوشتر در دانشکده هنر آثارم را مرور کردم.
http://www.riverart.net/nadalian/life/khozestan/persian/index.htm

خاطره اشیاء و جادوی رنگها: بیست و پنجمین جشنواره
هنرمحیطی- جزیره هرمز- هنرمند سرای خلیج فارس
اخمد نادعلیان
عکسها از شهناز زرکش
فرشته زمانی
عاطفه متحیر، عاطفه خاص، حامد کریمی
پور، آذرنوش نظری ، الهام یزدانیان، آرمین
لطفی فرد، امین سلمانیان، طیبه مجردیان، میترا
سلطانی و احمد نادعلیان

برای برگزاری این
جشنواره بخشداری و شورای شهر هرمز بخشی از اسکان هنرمندان را فراهم
کردند. مسئولین آموزش و پروش و دانش آموزان هرمز برای اجرای
یک کار جمعی با گروه هنر جدید همکاری کردند. و اداره فرهنگ و ارشاد
اسلامی سالن اجتماعات برای برگزرای همایش در اختیار هنرمندان قرار
دادند. از زحمات
و همکاری آنها برای برگزاری جشنواره تشکر می نمائیم.
با تشکر ویژه از
معصومه و مرتضی
زارعی که در هنرمند سرا میزبان ما بودند.
با تشکر از حسن دریا
پیما و خانواده محترمشان که برای یک شب هنرمندان را به میهمانی
پذیرفتند و همچنین از خانواده آقای سلامتی تشکر می نمائیم.
از آقای عبدالرسول
دریا پیما و گروه نمایش ایشان
....
http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/persian
http://www.riverart.net/hormoz/festivals/25/persian
هنرمندسرای خلیج فارس- جزیره
هرمز

هنرمند سرای خلیج فارس
در بهمن ماه 1388 همزمان با بیست و پنجمین
جشنواره هنر محیطی افتتاح شد. این مرکز وابسطه به
مرکز بین المللی پردیس و محل زمستانی جشنواره های محیطی است.
در بیست و پنجمین جشنواره هنر محیطی هنرمندان با
استفاده از خاکهای رنگی جزیره هرمز سر در ورودی، حیاط، حال
مرکزی و مسیر کوچه هایی که از بازار قدیم به خانه منتهی می شود
نقاشی کردند.
برای ساختن رنگ از خاک های رنگی هرمز از فن آوری نانو نیز
بهره گرفته شد. محلول
پلی لاتیس
که حاصل پژوهش در زمینه نانو است با خاکهای رنگی و مواد چسبنده
مخلوط شدند.
این محلول
نوروز گذشته توسط
پژوهشگر ایرانی آقای مهندس مصطفی آقائی مقدم کارشناسی ارشد بیو فیزیک
هستند و در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران پژوهش مینمایند در اختیار ما
قرار گرفته بود و برای ساخت
مجسمه های شنی استفاده شدند. ترگیب این محلول با خاکهای رنگی تا
حدودی به تثبیت آن کمک می نماید اما مهم تر از آن از رقیق بودن و آبکی بودن
رنگ می کاهد و کشش آن را بیشتر می نماید. به همین دلیل پوشش خوبی ایجاد
شدند. این تجربه ها به روش های گوناگون ادامه پیدا خواهند کرد.
از مزایای این روش این است
که کاملا زیست سازگار با محیط میباشد.
بیشتر

یک هفته پس از جشنواره یک گروه هنری برای
دو شب در هنرمند سرا ساکن شدند و یکی
دیگر از اطاق های شرقی را نقاشی
کردند. کار هنوز ناتمام است. تا این زمان فقط بخشی
خانه کار شده اند.
در یک هفته ای که بیشتر از سایر دوستان در هرمز ماندم. هر روز ظهر
دانش آموزان هرمزی در خانه را می زدند که سرویس بهداشتی ما را
ببینند! دوست خبرنگار من آقای شیرخانی به اتفاق دو نفر از
بستگان خودشان از مجموعه بازدید کردند. آنها اولین افرادی بودند که
برای بازدید از هنرمند سرا ورودیه پرداختند. در روزهای بعد و پس از
مراجعت من به تهران با راهنمائی حسن دریا پیما گروه های گردشگر از
مجموعه بازدید می نمایند. هزینه ورودیه ها به خانواده ای تعلق می
گیرد که در آنجا ساکن هستند. زیرا تمیز نگه داشتن فضا و قبول
مزاحمت دیگران نباید بی مزد باقی بماند. در ایام نوروز طرح هنرمند
سرا در جزیره توسعه خواهد یافت.
خاطره اشیاء


عکسهای بیشتر
هنرمند سرای خلیج فارس
http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/persian
پیشینه
هنرمند سرا را ببینید
یک شب در هنرمند سرا آثار
نقاشی پشت شیشه ام را برای فروش ارائه دادم. همه هنرمندان شرکت کننده
حضور داشتند.

آن شب میترا سلطانی با کمک کنیز اجرا داشت

پس از اجرا، سه اثر از نقاشی های پشت
شیشه که از مجموع 7 اثر را انتخاب و به صورت حراج ارائه شدند. فضا خیلی
هیجان داشت. قیمت از ده هزار تومان شروع شد. هنرمندان جوان و تصویر بردارها
رقابت می کردند. آثار ارائه شده به قیمت های 70 هرار تومان، 35 هزار
تومان و 65 هزار تومان به فروش رفتند. در آمد حاصل از فروش نقاشی ها به
کنیز تعلق گرفت.

کنیز برای خیلی ها کنیز بوده است
در مدت زمانی که در بهمن ماه در جزیره زندگی کردم
با همکاری کنیز با استفاده از خاکهای هرمز مجموعه ای جدید از نقاشی های
پشت شیشه را انجام دادم.
کنیز خاک ها را برایم آماده کرد.
موضوع نقاشی های جدید من نیز در ادامه روند
مجموعه نقاشی هایی بودند که مربوط به داستان زخم اهریمنی مادر زمین بودند.
داستان زندگی کنیز بی تاثیر نبود. زنی که زیبائی او رنجها و مصیبت هایی است که
در زندگی تحمل کرده است.

نحوه ترسیم ابرو ها ، مژه بینی و خالهای گردن را
از نقاشی های کنیز الهام کرفتم.
پس از اجرا زندگی کنیز را برای هنرمندان تعریف کردم. زنی که اول بار در
سن 7 سالگی ازدواج می کند.
زنی که حد اقل مادر 30 فرزند محسوب می شود.
چگونه؟
داستان زندگی کنیز هم شنیدنی است و هم دیدنی
آن شب چهار دوربین متعلق به چهار مستند ساز مختلف
روند اجرا حراج را ثبت کردند. احسان راطبی، حامد
کریمی
پور، سامان
لطفیان و لیلا رفعتی به همراه صابر زلالی
آن شب داستان زندگی شکیلا نیز مرور شد

شکیلا نام عروسکی است که یک روز صبح زود در یکی از کوچه های
هرمز پیدا کردم. یک پا نداشت.

از کنیز خواستم برایش لباس محلی هرمزی درست
کند. کنیز می گفت که عرروسک یک پا ندارد! من به کنیز گفتم حتی افرادی که پا
ندارند حق دارند در کنار ما زندگی کنند.

کنیز این عروسک خیابانی را شستشو داد.
حالا پاک پاک است.

کنیز برای عروسک یک پای مصنوعی درست کرده است. برای عروسک
لباس
تدارک دید. دستبند و گردن بند. سنگ تمام گذاشته. ما با هم مشورت
کردیم و
نام این عروسک شکیلا انتخاب کردیم. (به زبان سنگسری خوشکله)
حالا این عروسک در هنرمند سرا زندگی می کند و خواستگارهای زیادی دارد.

حمید نور آبادی هنرمند مقیم دزفول تحت تاثیر
زندگی کنیز شهری سرود و آن را برای کنیز خواند.
در بخشهایی از شعر نور آبادی خطاب به کنیز می
گوید: ...
در شبی که تمام زندگیت را گریسته بودی
در پس لبخند مومیایت
مانالیزا لبخند تو بود بانو
مانالیزا سرگذشت تو بود
...
که شرمم می آید از مرد بودنم
آه بانوی سرخ جهان کنیز
بخند که این نیز بگذرد
تو تمام غصه هرمز بودی
بخند بانوی سرخ جهان کنیز

علی رغم همه سختی ها کنیز نشاطی کودکانه دارد.
نشاطی که من آرزویش را دارم.

کودکان هرمز در جشنواره ما شرکت
کردند.

گردشگر آلمانی یونس که در حوزه
موسیقی نیز کار می کند نیز در جشنواره 25 شرکت کرد و به زبان
آلمانی متنی را نوشت.
او ترجمه نوشته اش را چنین بیان کرد:
"شما هرگز از کارهائی که انجام
داده اید پشیمان نمی شوید. اما شما از کارهایی که انجام نداده
اید پشیمان می شوید"
تصاویر بیشتر هنرمند سرا
http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/persian
علاوه بر کارهای داخل هنرمند سرا
هنرمندان در گوشه و کنار جزیره کارهای متعددی انجام دادند.

عکسها از شهناز زرکش
اثر گروه هنر جدید با عنوان معراج نامه و با
همراهی دانش آموزان جزیره هرمز اجرا شد یکی از آثار قابل توجه جشنواره بود.
من از جمله افرادی هستم که پذیرفته ام یک اثر
می تواند در زمان و مکان های مختلف در آینه ذهن مخاطبان مختلف متفاوت تفسیر شود
و معنای گوناگونی را در بر بگیرد.
من شخصا از توسعه معانی چند گانه استقبال می کنم. اول بار یک دوست هلندی به من
یادآور شد که ماهی های من خلاف جهت آب شنا می کنند و گفت فیلسوف آلمانی میگوید
"ماهیی که در جهت آب شنا می کند مرده است".
تعدد معانی
اگر استحاله و استعلا یابند
چیزی از هنر کم نمی
کند بلکه ظزفیت آن را بالا
می
برد.
با در نظر داشتن این رویکرد خوانشی متفاوت را دنبال می نمایم.
بسیاری از هنرمندان که در قلمرو
"زن آزاد خواهی" کار میکنند سیاهی فرهنگ ما را به نمایش می گذارند.
پوشش سیاه و تیره در فرهنگ تا
آنجایی که یک انتخاب باشد ارزشمند است. تحمیل سیاهی و رنگ زدائی نیز ضد ارزش
است.
نتیجه سیاهی و اغراق در سیاه
نمائی در غالب آثار هنری نتیجه اش این بوده است که در ذهن غربی این باور ایجاد
شود که در ایران فقط یک راه حل تحمیلی و یا انتخابی وجود دارد.
نکته ای که در این اثر ارزشمند است این است که رنگهای سحر آمیز
این دختران انتخاب خودشان بوده است. نه کسی توانسته است از آنها سلب کند
و نه کسی بر آنها تحمیل کرده است.
شاید چنین آثاری تنها نمی گویند چه نمی خواهیم. به ما و دیگران
نشان می دهند که چه می خواهیم.
به ما نمی گوید از چه چیزی شکوه داریم. بلکه به ما نشان
می دهد چه هستیم و غبار و رنگار جهل را از دیدگان مخاطبان علاقمند به مسائل
زنان می زداید و آنها زیبائی های ایران را می بینند.
اینجا حریمی است
که کالبد جسمی در ساحت روحانی نور و رنگ فرشتگانی را به ما نشان می دهد که
واسط بین آسمان و زمین هستند.
آنها همانند
فرشتگان در عین حال که از دیده پنهان هستند وجود دارند.

عکس از عاطفه
مطهیر
اولین بار در
ادبیات ایرانی و بواسطه نقاشی سلطان محمد دیده بودم که شیرین نامی در پس
پرده ای افسون گری و طنازی می کند.
نکته ای که جالب
است سن دخترانی که در اجرای این اثر مشارکت کردند تقریبا نزدیک به 14 ساله
می تواند باشد.
در فرهنگ مردم
جزیره ماه شب چهارده معنی دار است. فقط یک بار در سال دختران و زنان دسته
جمعی حلقه ها و انگشتر هایشان را به داخل کاسه آبی می اندازند.
در چنین شبی پس
از خواندن شعر، کودکی انگشتر را از آب بیرون می آورد و آن شعر بخت و اقبال
صاحب انگشتر خواهد بود.
حافظ می گوید
چارده ساله
بتی
چابک
و
شیرین
دارم
که
به جان حلقه به گوش است مه چهارده اش
جامی نیز می گوید
چارده ساله بتی بر
لب بام
چون مه چارده در
حسن تمام
شاید روزی مجالی
باشد و بیشتر خواهم نوشت
http://www.riverart.net/hormoz/festivals/25/persian

http://www.riverart.net/hormoz/persian_gulf/location/persian
سفری به روسیه: شنا کردن خلاف جهت جریان
احمد نادعلیان
http://www.riverart.net/russia/persian
با تشکر از اولگ بویران، آنتونی مالولین، مارینا مویسنکو، النا مالوزوموا، الکساندر ارمینا، نیکولای پتروف،
سیمونا ارمینا، یوروسلاو میسونزنیکو، ماریا آپارسدی، مارینا تسای،
نیکیتا تیموشنکو، و نیستیا تیتووا.
یک فیلسوف آلمانی گفته است: "ماهی که در
جهت آب شنا کند مرده است."

ماهی های من خلاف جهت آب شنا می کنند و زنده
هستند
آنها ار مرزها عبور می کنند. می خواهم هنرم
را به فراسوی فضا و زمانی ببرم که در آن زندگی می کنم.
مرزهایی که در آن رندگی میکنند من را
تعیین نمی کنند، من سعی میکنم مرزهایم را تعمیم دهم.
دوست دارم همانند آب جاری باشم. آب ساکن طعم
خوبی ندارد. آب جاری میتواند تطهیر شود و پاک تر است.
***
در آخرین روز تابستان 1388 به روسیه سفر کردم و به مدت دو هفته
در این کشور پهناور آثار محیطی انجام دادم.
در طول مدت پروازم از آسمان رود ولگا را دیدم.
نام رود ولگا
را
از سالها قبل بواسطه اثری از ایلیا رپین نقاش روسی می شناسم. این
رود طولانی ترین رودخانه اروپاست که در روسیه واقع شده است و مسیری
بیش از
3,685
کیلومتر را طی می کند و به دریای خزر می ریزد.
نام شهر مسکو برگرفته شده از نام یک رودخانه است.
ماهی های من در قلمرو هایی جدید شنا کردند.

هنرمند روسی اولگ بوریان به
من کمک کرد که راهم را پیدا کنم. او به استقبال من آمد، شهر مسکو را
به من نشان داد، دوسالانه آن را با هم دیدیم و هرآنچه که من در ارتباط با
تاریخ، زندگی و موقعیعت کنونی این کشور پهناور نیاز داشتم به من گفت.
در این دنیا به هر کجا که می روم، چشم انداز و منظری جدید می
بینم ...

قورباغه
جدید من به داخل آب پرید
در این محل، من تعدادی از
ماهی هایم را در بستر رودخانه چیدمان کردم و بر روی تعدادی از سنگهای بزرگ
اطراف یک چشمه مقدس ماهی حجاری کردم. از دید دوستان روسی من ماهی ها در
کنار چشمه مقدس یاد آور داستان سه ماهی حضرت مسیح بود که با سه ماهی و نان
شمار زیادی را سیر کرد.
هنرمند روسی سیمونا ارمینا من را همراهی کرد و محل مناسبی
برای کارم را پیشنهاد داد.
من یکی از سنگهایم که نقش ماهی
داشت را به سیمونا دادم
او قول
داد که در زمستان ماهی من را بر روی سطح یخ زده رودخانه نوا در محل تلاقی
خلیج فنلاند نصب کند
من پیش
از این چنین طرحی را در فنلاند ارائه دادم. این روند بسیار هیجان انگیز و
جذاب است که در بهار زمانی که یخ ها آب می شوند ماهی ام خاطره بودنم را به
عمق رودخانه و خلیج فنلاند خواهد برد. در حوزه هنر محیطی، من همیشه سعی
میکنم که هنرمندان بومی را در کارهایم مشارکت دهم و بسیار راضی و خوشحال
هستم که نظم کیهانی، و تغییرات فصل ها فرایند هنرم را تکمیل خواهد کرد.
در سنت
پترزبورگ از موزه هرمیتاز بازدید کردم. در کنار مطالعه و عکاسی از هنر ملل
مختلف، الهه های ایران باستان مشاهده و مطالعه کردم. در موزه با خانم النا
مالوزیومووا ملاقات داشتم. او یک ایران شناش است و اسناد تصویری مورد
نیازم را برایم ارسال کردند. از ایشان نهایت سپاس را دارم.

زمانیکه سنت پترزبورگ بودم، یک شب سیمونا من را به یک
نمایشگاه دعوت کرد. در آنجا بر روی چهره سیمونا و دوستش نقاشی کردم.
نیکولای پترو من را همراهی کرد و ما به سمت شمال حرکت
کردیم. در نزدیکی های مرز فنلاند من طرح هایم را بر روی سنگ ها و
صخره ها کنده نگاری کردم.

داس روسی و چکش من
در طول مدت مسافرتم در بسیاری
از موارد بر روی دیواره های بناهای دوره اتحاد جماهیر شوروی چنین نشانی را
دیدم
من به طرف شمال سفر دیگری داشتم و ماهی های بیشتری را به
آب سپردم.


ناستیا تیتووا
او ساکن شمالی ترین قسمت روسیه است.
زمانیکه به سنت پترزبورگ برگشتم، من ماهی های بیشتری را به
آب سپردم.
هنرمند جوان، یوروسلاو میزونیکوو به محلی
آمد که کار میکردم و به من کمک کرد. خیلی زود دوستانش به ما ملحق شدند.
ما روز خیلی خوبی داشتیم، زمانیکه کارم تمام شد، ناهار
خوردیم، از شهر و موزه روسیه بازدید کردیم. در پایان آنها من را به آکادمی
هنر بردند. آنها خیلی با من مهربان بودند. عصر با یکدیگر خدا حافظی کردیم.،

آخرین روزی بود که در سنت پترزبورگ بودم
من برای خرید به یک فروشگاه
بزرگ رفتم، زمانیکه پول چیزهایی که خرید کرده بودم
را می پرداختم کیف پول من
سرقت شد.
از مدیریت فروشگاه تقاضا
کردم که فیلم ضبط شده دوربین امنیتی بازبینی شود. در فیلم دیدم ، کسی که کیف من
را سرقت کرد خانم جوانی بود که چکمه پوشیده بود.
http://www.riverart.net/russia/persian
پس از خارج شدن از فروشگاه در خیابان پرسه می زدم
و از هز خانم جوانی که چکمه داشت عکاسی می کردم. این کار تنها عملی
بود که میتوانستم انجام دهم. همان شب بلیط داشتم و به مسکو
بازگشتم.
خوشبختانه گذرنامه و بلیطم با من بود و من قبلا
هزینه محل اسکان در مسکو را پرداخت کرده بودم. در سه روز آخری که در مسکو بودم، پول
کافی برای تهیه غذا نداشتم. با اینوجود به کارم ادامه دادم
در طبیعت، یک کبوتری را دیدم
که مرده بود و کبوتر سفیدی که هنوز زنده است.
پرنده ای بر روی یک سنگ
نقش زدم و از دوستم اولگ خواستم که آشیانه ای را در طبیعت روسیه برای
این پرنده پیش بینی کند

پیش از این پرنده
هایی را به کشورهای آمریکا و انگلستان ارسا ل کرده ام
آخرین روز سفر داستان
سرقت کیف پولم را برای دوستم اولگ گفتم. او به گفته های یک ونیزی بنام کازانوا
که اواخر قرن 17 و اوایل قرن 18 زندگی می کرده است اشاره کرد که: اگر شما بوسیله
پادشاه (زار) به روسیه دعوت شوید، همه چیز برای شما مهیا خواهد شد، اگر این مخاطره
را بپذیرید و خودتان به روسیه بیائید، برای مشکلات آماده باشید.
سفربه به کشور های دیگر
در گوشه و کنار دنیا که تا کنون رفته ام، پیرو دعوت بود، اما سفر به روسیه اراده
شخصی بود.
من دلایل متعددی برای
این سفر داشتم: چگونه من میتوانم هنر مند زمینی باشم و
پهناور ترین کشوری که همسایه ماست را نبینم.
یش از
یک دهه قبل تر وسعت جغرافیای سیاسی و فرهنگی آن در مقایسه با حالا وسیع تر بوده
است.
من قصد داشتم که سهم
ماهی هایم را از سر چشمه های شمالی دریای خزر تعیین کنم.
دوازده سال
پیش ،
ماهی های من در سرچشمه های آلوده هراز تولدشان را جشن گفتند.
قصد من این بود که
ماهی های ایرانی را به شمالی ترین سرچشمه دریای خزر یعنی رود ولگا
ببرم و آنها را رها سازم. آنها سرزنده و با نشاط حضورشان را جشن
گرفتند. همیشه
ماهی ها ی من از مرزها عبور می کنند.
مهم نیست که هزینه، و مخاطره
سفر برای من چه خواهد بود. این اهمیت دارد که من سعی میکنم دنیای بهتری
را پیشنهاد دهم.
همیشه ما میتوانیم راه حل
پیدا کنیم.
در یک مکان مقدس در جنگل و
در نزدیک یک کلیسا سکه هایی وجود داشتند و با استفاده از آنها نان خریدم.
آنچه که میتواند مشکلات
باشد، همچنین می تواند نردبانی برای پیشرفت و خاطره خوب باشد
حالا من خوشحالم که
این داستان بهانه خوبی برای مجموعه ای جدید شد.
زمانیکه به خانه بازگشتم،
سکه هایی باقی ماندند. من کارهای هنری جدیدی را آغاز کردم که خاطره من در
روسیه در یادم باقی بماند. من میدانم که هنر و زندگی من با یکدیگر پیوند
دارند.
علی رغم سختی
سفر احساس خوبی دارم
http://www.riverart.net/russia/persian
مرگ الهه ها
احمد نادعلیان
http://www.riverart.net/notes/goddess/persian
زمین بارور می شود و به همین
جهت ما میدانیم که انسان بدوی همواره زمین و آب را به وجودی مونث و یا
پیکره های زنانه تشبیه می کرد.
در شمال ایران فقط زنان هستند که در
شالیزار نشا می کنند. زیرا آنان می توانند زمین را بارور کنند. ما
همواره از سرزمین مادری یاد می کنیم. در باور انسان بدوی آلوده ساختن زمین
بی حرمتی و تجاور به محارم تلقی می شده است.
تعدادی از
آثار من پیش از این در حریم تاریخی قلعه دختر پنهان شده
بودند که تخریب شدند. هنر در کنار ابعاد دیگرش می تواند راه حلی باشد برای نجات
حریم های تاریخی، فرهنگی و طبیعی.
اطلاعات بیشتر
http://www.riverart.net/notes/goddess/persian
|