|
هنر محیطی یا آلودگی های محیطی
خلیج فارس: بیستمین جشنواره هنر محیطی در ایران- جزیره هرمز - بهمن ماه 1387
گزارش از احمد نادعلیان
هدیه من به مردم جزیره و هدیه آنها به دیگرانی که به آنجا
میروند

به دنبال راهی بودم که زشتیها را زیبا کنم



به شیشه بر هرمز گفتم که از این پس شیشه ای را دور نریزد

نقاشی آهو با خاکهای رنگی جزیره و با قلموی ساخته شده از
پر و موی بز
خاکهای رنگی و آهو دو چیز به یاد ماندی جزیره هستند
هدیه من به مردم جزیره و هدیه آنها به دیگرانی که به آنجا
میروند

در یک ماهی که در جزیره بودم با آهو زندگی کردم

قصدم این بود که به مردم جزیره نقاشی با خاک را آموش دهم

ما رنگها را آماده کردیم





روند نقاشی پشت شیشه را آموزش دادم
این شیوه نیاز به قلم مو ندارد

کنیز یکی از زنان جزیره بود که علاقمند بود این شیوه را
یاد بگیرد. به دلیل استعدادش قبول کردم به صورت خصوصی به او درس
بدهم. در میان شاگردان کنیز از همه فعال تر بود. او از هنرمندان
فعال جزیره است. کنیز معمولا حلزونها و صدف های دریا را جمع می کند و
با خشک کردن آنها گردن بند میساازد. آرزو دارم با توسعه نقاشی پشت شیشه این
عمل متوقف شود. مرگ حلزونها و صدفها در تعارض با موازنه های محیط
زیست میباشد.

آنها با نام خدا شروع کردند اما نمیدانستند در نقاشی پشت
شیشه باید وارونه نوشت تا درست خوانده شود
در یک شب با هنرمندان محیطی ایران در خانه کنیز بودیم و
تعدادی از کارهایش فروش رفت. اگر چه قیمتها با
حراجی های دبی تناسبی نداشتند اما کنیز خوشحال و راضی بود. به همین جهت در
چند روز بعد آن به صورت جدی کار کرد و همین پیگیری سبب شد که من چیزهای
بیشتری را به او یاد بدهم.


درخت زندگی


اثری از دختر کنیز

یکی از چارده دختری که در نقاشی سیمرغ نقش
داشت میگفت که من با حنا کار میکردم
بعضی ها دوست ندارند که که نقاشی کنند و پاک شود. به
پیشنهاد من با خاک کار کرد. پیشنهاد این بود که در نوروز روی دست و صورت
مسافران نورزی کار کند و دستمزد بگیرد.

همین پیشنهاد را به دختر کنیز دادم
از دید من به جای صید حلزون و صدف زنده و
ساختن گردنبد با آنها بهتر است به کارهای درآمد زای موازی نیز فکر کنیم.
|