|
گزارش تخریب میراث
طبیعی و فرهنگی
در دوازده سال گذشته که من در
طبیعت زندگی کردم و آثار هنریم را در دل طبیعت
انجام و ارائه شدند.
در روزهای آخر شهریور تعدادی از علاقمندان به
میراث فرهنگی و محیط زیست به من اطلاع دادند که یکی از تپه های تاریخی
معروف به قلعه دختر در حال تخریب شدن است.
گویا ابتدا مسئول محیط زیست
به محل
مذکور
مراجعه نموده بودند و طی صورت جلسه ای از تخریب کنندگان خواسته بودند که
تخریب طبیعت را متوقف نمایند.

به اتفاق یکی از کوهنوردان و
علاقمندان محیط زیست به نام آقای منوچهر فیروزی به دفتر حفاظت محیط زیست
مراجعه نمودیم.
در آنجا مجموعه ای از سفالینه های خرد شده را در اختیار من
قرار دادند و اعلام نمودند که سفالینه ها از تپه در حال تخریب جمع آوری
کردند.

نمونه سفال تپه در حال تخریب
پیامد این شواهد این بود که
به اتفاق چند
علاقمند محیط زیست به محل مورد نظر رفتیم و پس از بازدید از محل مشاهده شد
که در بالای تپه ویرانه های یک قلعه وجود دارد که قطر دیواره های آن حدود
یک متر هستند.

دیوار ساروجی قلعه در
بالای تپه
تا به حال چهار
کارخانه آب معدنی در اطراف قلعه دختر ساخته شده است.
علاوه بر سفالینه های که در مقر محیط
زیست در اختیار من قرار گرفتند، نمونه های بیشتری در گوشه و کنار تپه
پراکنده بودند که جمع آوری شدند.

موقعیت قلعه در دایره ای که
به علامت A مشخص شده است واقع شده است. در حوزه
دایره ای که به صورت نمونه های آجر پخته خشتی پراکنده بودند.

نمونه خشت موجود در
بالای قلعه
متاسفانه در
پائین قسمتی که لودر مسیر برای بالارفتن ایجاد کرده است سفالینه هایی از دل
زمین آشکار شده بودند. از آنجا که نمونه های آشکار شده در مسیر تردد بیل
مکانیکی وجود داشتند، آنها را جمع آوری و نزد من محفوظ می باشند.
در این تصویر خطی که
دیده می شود مسیر جوب سنگی است که از سوراخ عبور کرده است
در دامنه شیب شرقی به طول بیش از دویست
متر شیار وجود دارد. در مسیر شیار
در دل کوه سوراخ بزرگی وجود دارد که طبیعی نیست
و با
ابزار ایجاد شده است. شواهد نشان می دهند که این مسیر جوی آب بوده است که
از آبشار یا پل دختر به این مکان هدایت شده است.
زیرا امتداد خط افقی جوب سنگی به حدود پل دختر و یا آبشار منتهی می شود.

این س سوراخ برای
عبور آب به صورت دستی ساخته شده است
در پایین این جوی یک چاه طبیعی سنگی
باریک
وجود دارد که به یک غار منتهی می شود. غار کوچک است.
فقط چند متر در داخل آن فضا وجود دارد.
در
پائین تر از غار هفت چشمه وجود داشتند که در سال 1381 به دلیل احداث
کارخانه آب معدنی کاملا تخریب شدند.

چشمه ای که
در سال 81 برای هدایت آب آن به کارخانه آب معدنی کاملا تخریب شد
علی رغم شواهد بالا
تپه مورد نظر به صورت تمام وقت از سحر تا افطار تخریب می شود.
پس از مشاهده این
شواهد به دهیاری پلور
مراجعه کردم و به آنها اعتراض کردم که چرا نسبت به روند تخریب طبیعت و آثار
تاریخی بی تفاوت هستند. آنها ضمن ارائه نامه زیر اعلام نمودند که اداره
منابع طبیعی و آبخیز داری شهرستان آمل برای تسطیح و به اعتقاد من تخریب این
محل مجوز صادر نموده است.
متاسفانه رئیس اداره
منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان آمل بدون در نظر گرفتن اهمیت تاریخی ،
فرهنگی و طبیعی این مکان مجوز
تسطیح آن را در تاریخ 22/1/88 صادر کرده اند. در فرایند تخریب از مکان بازدید کردم. نمونه های متعدد سفالینه های
ساده و لعاب دار و شیشه های آبگینه از محل به دست آمد.

نباید فراموش کرد که قانون،
تصمیم ما انسانهای زمینی می باشد. و این قانون عادلانه ای نیست که طبیعت و
میراث را تخریب نمایند.
آیا فرایند صدور مجوز برای احداث
کارخانه به درستی و قانونی انجام شده است؟

به نظر من مطالعه باستانشناسی در منطقه
پلور که از اماکن ییلاقی نزدیک به کوه دماوند می باشد
اهمیت دارد. کوه دماوند
در اساطیر ما جایگاه خاصی دارد. پیدایش زمین، آشیانه سیمرغ، زهاک در بند،
...
علی رغم اینکه به دلیل سرمای شدید نمی
توانسته است محل سکونت دائمی باشد و چیزی مثل، ویرانه های
شوش، شهر سوخته یا سیلک کشف گردد ، ولی از اهمیت نمادین خاصی برخوردار بوده است.
چون همانطور که اشاره کردم منطقه ای است بسیار مهم.


طبق بررسی اولیه
در موزه ملی و صحبت با کارشناسان، مشخص شد که تنها یک
کاروان سرا در نزدیکی مربوط به دوره صفویه وجود داشت که چند سال قبل به
دلیل احداث راه نابود شد و چیزی از آن باقی نمانده است.
با توجه به نقل قول بومی ها
می توان گفت که حداقل در اطراف پلور چهار قلعه وجود داشته اند.
1- "قلادختر" یا "قلعه دختر"
در کنار چشمه قله دختر و نزدیک به مکانی نزدیک پل دختر وجود داشته است و
ویرانه های آن هنوز وجود دارند.
بومی ها در روستای پلور قصه
ها میگویند که ریشه در اسطوره و باورهای کهن دارد. آنها معتقدند که در
گذشته ای دور دخترانی در بالای کوه پادشاهی می کردند.
آنها همچنین می گویند که در بالای کوه حوزهایی وجود داشته است که با
مشک در آن آب ریخته می شد و آنها آب را سجده می کردند. (این
مطلب را عمو زهمان قادی در روستای ییلاقی قاضی مزرعه نقل کردند و تصویر
برداری شده است). آنچه که آنها سخن
میگوید بوضوح دلالت بر وجود کیش آناهیتا بوده است. شاید نقل قولی های شفاهی
تماما برا آنهایی که تاریخ هنر می نویسند قابل قبول نباشد. ولی نمی توانیم
نسبت به آنها بی اعتنا باشیم. این
نقل قول ها که ریشه در مطالب نسخ خطی دارند گواهی می دهند که در منطقه کیش آناهیتا
وجود داشته است.
2- "قلا دوش" یا "قلعه دوش"
که در بالای کوه سنگی مخروطی شکل است. این کوه کوچک از آنجا که مخروطی شکل
و شبیه کوه دماوند است سالمندان پلور می گویند که نام آن "بچه دماوند"
بوده است. به همین جهت صدور مجوز برای تخریب حساسیت های زیادی را در پلور
ایجاد نموده است. به گمان من این نکته برای ساخت قلعه بر روی آن اهمیت
داشته است.
بسیاری
از مردم منطقه و افراد پیر معتقدند قلعه اصلی دختر همین
قلعه است و نمونه ویرانه
بالای کوه در کنار چشمه آبشار نگهبانی آن بوده است.

بچه دماوند به صورت
سالم و تخریب نشده در سال 1381
3- "قلاگردن" که در بالای
کوهی در ضلع شرقی ییلاق چپک واقع شده است
4- قلعه مازیار که در ابتدای
جاده رینه در منطقه لار ویرانه های آن موجود است.
5- قلا دره که گفته می شود در دره ییلاق
گل زرد وجود دارد.
6- در منطقه لار در مسیر امامزاده
اسمائیل دشتی وجود دارد به نام نیاک. در این دشت نمونه های سفال در سطح
زمین مشاهده شده اند.

خشت، سفال خرد شده و آبگینه تمامی نمونه ها به
استثناء پیل سور را که یک کارگر در اختیار من قرار داده است از منطقه در
حال تخریب جمع آوری شدند.

به عنوان یک هنرمند علاقمند به چاپ
زمانیکه این سفال را در منطقه یافتم خیلی هیجان زده شده بودم.
در روز 31 مرداد ماه موضوع را در خبر
گزاری ها منعکس کردم.
در دوهفته گذشته نه تنها عمل تخریب
متوقف نشده است بلکه با شتاب بیشتری ادامه دارد.
مسئولین میراث فرهنگی مازندران در پاسخ به اطلاع رسانی و اقدامات من در سایت خبرگزاری ایران اعلام
نموده اند که محل مذکور قلعه دختر نیست ، گل زرد است و فقط به حدود سه متر سنگ چین اشاره
داشته اند.
بد نیست مسئولین میراث مازندران بدانند که اجداد من
عشایر سنگسری هستند و هزارن سال در این منطقه زندگی می کردند. از رمانی که
نوزاد ده روزه بودم و تا کنون به استثنا ی هفت سالی که در ایران نبودم ،
همواره بهار و تابستان در این منطقه زندگی کرده ام. ییلاق گل زرد ییلاق
اجدادی من بوده است. کوه گل زرد را خوب می شناسم. کوه قلعه دختر همان
وجه شرقی کوه گل زرد است.
تپه مورد نظر به صورت دقیق در نزدیکی
محل مسکونی به نام منظریه و در بالای دره ای به نام سعیدک واقع شده است.
در ضمن تمامی چوپان ها ، کشاورزان و
کسبه می دانند که اینجا قلعه است و به این نام شهرت دارد. در نتیجه اینکه
یک تپه باستانی را ما سه متر سنگ چین معرفی نمائیم دور از انتظار است. فکر
می کنم ما باید در جهت جستجو و حفظ میراث تلاش کنیم نه در جهت انکار آن.
مهدي ايزدي،
معاون
ميراث فرهنگي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان مازندران
نیز در گفتوگو با ايسنا بيان كرده
اند: قلعه دختر در بالادست قرار گرفته و تپهي ذكرشده خارج از حريم
قلعه واقع شده است. ایشان همچنین گفته اند كه
كارشناسان سازمان از محل بازديد كردهاند، دربارهي وجود سفالهايي در محل
اظهار بياطلاعي كرد و گفت: در اينباره اقدامات لازم را براي پيگيري
انجام خواهم داد.
این مطلب را در حالی عنوان کرده اند که
در اولین خبری که من در اختیار خبر گزاری ها قرار داده ام به این موضوع
تاکید داشته ام که در محل سفال کشف شده است و بنا به گفته لودر که در
محل مشغول کار هستند در روز پنج شنبه پنجم شهریور دو نفر از میراث فرهنگی
به آنجا مراجعه و نمونه سفال نیز باخود برداشته اند!
در ضمن به نظر می رسد سنگها
بوسیله ساروج به هم متصل شده اند و شواهد نشان می دهند که آنجا فقط
یک سنگ چین ساده نیست. دیوار فقط یک خط طولی نیست ، بلکه به صورت مربعی و
الحاقاتی تیز دارد.
این مسئله که من عنوان نموده ام که این
محل قلعه دختر می یاشد به استناد گفته های اهالی پلور چنین عنوانی را اطلاق
کردم. حال اگر حتی نام دیگر این مکان به نام دیگر
"قلا دوش" یا "قلعه دوش"
صحت
داشته باشد، موضوع وجود یک قلعه و سفالینه ها کما کان باقی است
و به نظر آن بررسی و ثبت آن اهمیت دارد.
اگر چه دست کم 20 سال تاریخ هنر ایران
درس داده ام که 15 سال آن به صورت رسمی در دانشکده های هنری بوده است و
تمام آثار تاریخی مهم ایران در داخل ایران و موزه های جهان مشاهده و عکاسی
کرده ام. اما به منظور کارشناسی دقیق تر روز گذشته
پانزدهم شهریور به بخش سفال موزه ملی ایران نمونه سفال ها کشف شده در محل
را به کارشناسان آنجا نشان دادم. نمونه ها را آقایان محمد کرمی، سرپرست بخش
سفال و همچنین آقای مظفر رزین کوه و سرکار خانم ناهید غفوری که از
کارشناسان ارشد باستان شناسی هستند ملاحظه نمودند. برای اطمینان بیشتر از
سرکار خانم لیلا خاموشی کارشناس سفال دوره اسلامی نیز تقاضا شد که نمونه ها
را ببیند و نظز کارشناسی بدهند. آنها احتمال می دهند که نمونه های موجود
اغلب مربوط به صدر اسلام می باشند و این احتمال وجود دارد که تعدادی از
نمونه ها مربوط به دوره ساسانی باشند. آنها احتمال می دهند که
در صورت کاووش ممکن است نمونه
های مربوط به دوره های قبل تر نیز کشف شوند.
ضمن راهنمایی
کارشناسان روز گذشته همچنین
به آقای دکتر چگینی مراجعه کردم. به نظر ایشان نمونه ها احتمالا مربوط به
صدر اسلام می باشند.
مجددا تاکید می کنم در بالای کوهی
که با لودر و بیل مکانیکی تخریب می شود چه نام آن قلعه دختر باشد یا "قلا
دوش" ویرانه های یک قلعه وجود دارد. قطر دیواره ها حدود یک متر است و با
سنگ و ساروج ساخته شده اند. در قسمتهای پیرامونی قلعه در حریم وسیع تری
آجرهای پخته شده بزرگ مربعی نیز به کار گرفته شده است. در ضلع شرقی در مسیری
که لودر به صورت مارپیچ بالا رفته است، سفالینه های زیادی از دل تپه خارج
شده اند. بعضی از سفالینه ها لعابدار هستند.
در تاریخ پانزدهم شهریور به
دکتر مرتضایی رئیس پژوهشکده باستانشناسی نامه نوشتم و ضمن ارائه گزارش
تصویری مفصل موارد زیر را تقاضا نمودم:
1-
در وهله ی اول سریعا از
همکارانتان در استان خواهش کنید که تا بررسی دقیق تر موضوع ادامه
تخریب را متوقف نمایند.
2-
تقاضا دارم ضمن اعزام کارشناس به
منطقه
تپه مورد نظر به صورت دقیق بررسی و کارشناسی شود. از استان
مازندران بازدید انجام شده است.
3-
در صورتی که مجموعه قلعه ها و
آثار یاد شده بالا ثبت میراث فرهنگ نشده اند، برای مطالعه تاریخی و ثبت آنها اقدام شود.
از سال 1380 من پیگیر حفظ این تپه ،
چشمه های آن و رودخانه مجاور آن بوده ام. زیرا اول بار آثار محیطی من در
ایجا تخریب شدند.

سزنوشت هنر من با طبیعت و میراث
فرهنگی گره خورده است. آثارر بسیاری نابود شدند.

آغاز تخریب در سال 1381
برای اعتراض
به تخریب این کوه دیواره های شرقی آن (نه
الزاما بخشی که تاریخی محسوب می شود) را حجاری کردم.

شاید این صدا روزی
شنیده شود. اما صدای گوش خراش بیل مکانیکی اجازه نمدهد موسیقی ضربات چکش من
شنیده شود.
|