|
News

Abigail
Doan
EDUCATION:
Purchase College, SUNY, Purchase, NY, BFA, summa cum laude, 1989
Princeton University, Princeton, NJ, undergraduate coursework, 1984
Additional coursework at The Center for Book Arts and Dieu Donne Papermill,
New York, NY
More
دربارهی دوستم ابگیل
دوان: کشت آور هنر
ترجمه
طاهر رضازاد
آبیگیل دوآن
هنرمندی محیطی است که در نیویورک سیتی و اروپا، زندگی و کار می کند. به یمن
آخرین تکنولوژی اطلاعات و حاکمیت فضای سایبری، همهی ما فرصتی برای ملاقات
افرادی از فرهنگهای مختلف، برای ایجاد دنیایی بهتر، پیدا می کنیم. برخلاف
مناقشه های اساسی و کشمکش هایی که میان سیاستمداران ایرانی و آمریکایی وجود
دارد، من و آبیگیل همکاری بصری خلاقانه ای در طول 4 سال گذشته داشته ایم. من
نسبت به آبیگیل احساس دین می کنم از آنجاییکه او یکی از ویرایشگران اصلی نوشته
های من برای وب سایتها و منتشراتم بوده است.
در هنر معاصر، انتقال یک ایده، بدون ارایهی اظهاریهی منطقی هنرمند، یک چالش
محسوب می شود. انگلیسی یکی از زبانهای رایج و فراگیری است که ما را قادر به
ارتباط باسایر هنرمندان از سراسر دنیا می کند. هرچند، ترجمهی یک ایده از یک
فرهنگ یا زبان؛ به فرهنگ یا زبانی دیگر نیز مشکل است. آبیگیل زمانی را برای کمک
به تبیین آثار من و آثار بسیاری از هنرمندان جوان ایرانی که در جشنواره های
اخیر هنر محیطی در ایران شرکت کرده اند، اختصاص داده است. علاوه بر این او نقطه
نظر شخصی خودش را هم در بارهی آثار من بیان و تفسیر کرده است. از این جهت، اثر
هنری در زمانهی ما می تواند از طریق تعامل و همکاریِ گشوده، درک شود. زمانی که
ما برای تفسیر اثر هنری یک شخص دیگر تلاش می کنیم، اغلب می توانیم معانی را
گسترش بدهیم.
آبیگیل، مادر یک دوقولوی جوان است. علیرغم نقشش به عنوان یک مادر، او همچنان
فرصتی برای نوشتن در نشریات متعدد و انجام پروژه های هنری اش پیدا می کند. به
منظور تحسین لطف او، دوست داشتم تلاشی در راستای درک آثار هنری اش در ارتباط با
شخصیت او انجام بدهم.
زمانی که بیش از سه دههی پیش، هنر زمینی در فضاهای گسترده و فراخِ غرب آمریکا
متولد شد، هنرمندان محیطی آثار هنری عظیمی خلق کردند. آنها صخره ها و زمین را
جابجا کردند تا هنری در طبیعت بیافرینند. امروزه هنرمندان محیطی یاد گرفته اند
که الزاما نمی بایست دست به تغییر محیط زد یا دگرگونی های اساسی در آن ایجاد
کرد، بلکه بجای آن می بایست کاری کرد که طبیعت، دست نخورده باقی بماند یا حتی
بهتر از این، به حفظ و باززایی آن کمک کرد. ما نمی خواهیم بر طبیعت چیره شویم،
بلکه در عوض می خواهیم بفهمیم که چه اشتراکی با طبیعت و اکو سیستم های آن
داریم. پشت همهی پدیده ها در جهان، قاعده و قانونی می بایست وجود داشته باشد.
ما می کوشیم تا آیین های کهن الگویی و زمانی را که طبیعت بوسیلهی همگان مورد
تکریم واقع می شد، به یاد آوریم. طبیعت زندگی است و سو استفاده از منابع طبیعی
از بسیاری جهات، خودکشنده محسوب می شود.
آبیگیل دوآن اغلب از خودش به عنوان یک « کشتآور هنر» یاد می کند. در کنار خلق
پروژه های محیطی و مکان-مختص، او قصد دارد هنر خودش را همچون یک باغبان یا یک
کشاورز «کشت کند». یک پیوند معنی دار میان زنانگی و کشت کاری وجود دارد، از
آنجاییکه بدن زنانه خود باغی است که بذر انسانی را بار می آورد. به همین دلیل
است که زنها در بسیاری از فرهنگها ایزد مادر ترسیم شده و از نظر تاریخی نمادی
از باروری و آب اند. در جامعهی پیشا تاریخی، زنانگی و باروری، یکی محسوب می
شدند. از نقطه نظر استعاره ای می توان گفت تمایزی میان بدن یک زن، ذهن و زمین
وجود ندارد. همگی یک گهوارهی بالقوه برای پرورش و شکوفا ساختن چیزی هستند.
من ایده ها و آداب هنری متنوعِ مشترکی با آبیگیل دارم. آثار مکان -مختص او اغلب
در بارهی رازی است که او بر آن است تا آنها در طبیعت رها کند یا به آن
بازگرداند.( این نیز چیزی است که من با آثارم انجام می دهم، بدین معنی که
بذرهای فرهنگی را در دل زمین پنهان می کنم.) پروژهی پارچه و بافته های آبیگیل
دربارهی بذرها وایده های متغیری برای دگرگونی اند که آزادانه از مرزها عبور می
کنند. کَنده-ماهی من هم هیچ مرزی را نمی شناسد.
علاوه بر کار با بذرها به عنوان یک استعاره، آبیگیل «اکو کرفتهایی» با استفاده
از تار و پودهای طبیعی و بافته های بازیافت شده می آفریند. مجسمه ها و چیدمان
های او احیای تکنیکی زنانه را نشان می دهند که ریشه در کار خانگی و صنایع دستی
دارد. در بسیاری از سده های پیشین، هنر ایجاد شده در خانه، به خودی خود هنر
شناخته نمی شد، و آنهایی که تاریخ هنر را ترسیم می کردند، اعتبار این فرایند را
از دیده می انداختند. جای قدردانی دارد که بسیاری از هنرمندان محیطی معاصر، چه
زنان و چه مردان، به بازسازی و بازتعریف این شیوهی تاریخ-گذشته کمک می کنند.
آبیگیل به طور خاص از بافته های بازیافت شدهی خانگی،
پشم دست بافت، و از تار و پود کتان طبیعی و پیله های کرم ابریشم برای خلق
آشیانه، بقچه پیچ ها، و شکل های فیبری مانند، استفاده می کند که یادآور تخم مرغ
های کهن الگویی هستند. این مواد بیانگر یک اشتیاق بومی اند که به کاردانی و
فرایندهای بازتولید پایدار پیوند خورده اند. گرده افشانی مصنوعی بسترهای رشد،
زندگی و تباهی، و بارآوری جان دو هنرمند از نواحی و فرهنگهای کاملا متفاوت بر
روی زمین، شگفتی آور است. سفر ما تازه شروع شده است.
INTERVIEW with
Abigail Doan:
What is your impression about this
festival?
I feel
that this festival was important to participate in regardless of the
international exposure that it gets initially. It is vitally important
for Americans and Iranians to become more sensitive towards each other's
cultures and environmental issues. Why not highlight the things that
unite us rather than divide us? Artists must work towards
building up what the media and our geo-political agendas seem dead set
on destroying. I chose to participate in this festival as I respect
Ahmad Nadalian as an artist and his efforts and work, first and
foremost. I also admire the spirit and goodwill of his students. For me
this was a chance to connect with like-minded people, regardless of
locale. I also trusted them to follow out my design suggestions without
my even being there. This was a rare occasion for our two cultures to
become one.
What is
the impact of war on environment?
Total devastation of surroundings, spirit, and
outlook. It takes years to recuperate from the damage created. War also
keeps us from seeing the world as a linked ecosystem, as the acquisition
of prized territory becomes the end goal. War prevents us from dreaming
about or realizing paradise on earth, a conversation that Dr. Nadalian
and I have had in the past.
What we
environmental artist can do for global peace?
Be humble, sensitive to new opportunities for
collaboration, and share our visions openly. Being an environmental
artist is no longer about site-specificity, for example, but rather
about acting in unison and trying to interpret the fragility of a region
that might be foreign to you. It is the "foreign" that needs to become
"familiar" and as cherished and protected as our own backyard.
neighborhood, or village.
گفتگو با
ابیگل دان
ابیگل دان
هنرمند زیست محیطی آمریکایی که مقیم نیویورک است و اثرش را برای جشنواره خلیج
فارس ارائه داده بود گفت:
کارهایی که
در جشنواره خلیج فارس انجام شدند فوق العاده و بسیار قدترتمند بودند. نتایج
عالی و من نحوه اراده طراحیم در جشنواره را بسیار دوست دارم و از هنرمندان
تشکر مینمایم.
من فکر
میکنم که شرکت در جشنواره اهمیت داشت. این جشنواره در یک حوزه رسانه ای بین
المللی در معرض دید عموم قرار میگیرد. این اهمیت حیاطی دار که ما آمریکائی ها
و ایرانی ها نسبت به فرهنک و مسائل محیطی یکدیگر حساسیت بیشتری نشان دهند. ما
میتوانیم بر چیزهای تاکید نمائیم که ما را به یکدیگر پیوند دهد تا اینکه ما
را زا هم جدا کند. هنرمندان باید در تقابل با رسانه و برنامه های سیاسی که
در صدد تخریب هستند اقدام نمایند.
شرکت در
جشنواره خواست من بود به این دلیل که من برای احمد نادعلیان به عنوان یک
هنرمند بیش از آن برای تلاشهایش و کارهایش بیشترین احترام را قائل هستم. من
همچنین روح پاک و حسن نیت دانشجویانش را میستایم.
برای من یک
بخت و اقبال بزرگ بود که با انسانهای همفکرم فارغ از اینکه در کجا هستند
ارتباط بزقرار کنم. من همچنین به آنها اعتماد کردم که طرحم را اجرا کنند بدون
اینکه من آنجا باشم. این یک موقعیت نادر بود که دو فرهنگ ما یکی شود.
وی در
ارتباط با تاثیر جنک بر محیط زیست گفت: جنگ محیط پیرامون ما، و چشم انداز
های ما و مهم تر از آن روح ما را تخریب مینماید. سالها طول خواهد کشید که
آسیب های وارد شده احیاء و ترمیم شوند. جنگ ما را از دیدن پیوند دنیای ما با
محیط زیست باز میدارد، همانطور که در جنگ مالکیت و تصاحب زمین هدف غائی
خواهد شد. جنگ ما را از رویای تحقق بخشیدن بهشت بر روی زمین دور خواهد کرد،
این گفتگویی بوده است که دکتر نادعلیان و من در گذاشته داشته ایم.
نتیجه هنر
محیطی فروتنی، حساسیت نسبت به موقعیت های جدید برای همکاری و اینکه صادقانه
درافق های دیدمان شریک و سهیم شویم. هنرمند محیطی بودن دیگر فقط اجرای اثر
هنری وابسطه به یک مکان نیست، بلکه بیشتر با هم عمل کردن و هم صدا شدن است و
اینکه سعی کنیم آسیب پذیر بودن یک منطقه که ممکن است برای ما بیگانه باشد را
تفسیر نمائیم. همانطور که حریم هایمان ، محله یا روستایمان را محفوظ
میداریم، باید سعی کرد که غریبگی به آشنایی تبدیل شود.
INTERVIEW with Barbara Roux:
I am so proud of what
you have done to help with world peace and habitat preservation. My few
conservation friends here are proud too. Thanks to you for the Art
Festival. I am overwhelmed by what you did. I hope not only we but our
countries can be friends too. As to your questions below I will answer them
now.
More

Hormoz Island

Persian Gulf
Residential Art Center in Hormoz Island

The
Magic of Colors and Memory of Objects – 25th Festival of
Environmental Art in Iran- Hormoz Island – Persian Gulf


Local Arts in Hormoz Island

My
Art works in Hormoz Island

Fire:
23ed Environmental Art
Festival in Iran - Paradise Environmental Art Center

The Guests of Desert: 22nd
Environmental Art Festival in Iran - Isfahan- Talab Gawkhoni: (April
2009)

Dialogue with Nature: 21st Environmental Art
Festival in Iran - Persian Gulf- Genaveh: (March 2009)

Works by Ahmad
Nadalian in Darabad - North Tehran

In the Search of Lost
Paradise

Bicycle Art & Recycle
Art
|