اخبار

 

مردمی سبز

 

 

هجدهمین جشنواره هنر محیطی: بهشت و جهنم

 

 

داستانی های ازلی: نقاشی با خاک

 

 

هدیه جدید

 

نقاشیهای کنیز

 

هدیه جدید

 

 

وجودی سرخ

 

 

فریب مادرمان زمین

 

زیبا کردن زشتی

 

 

آلودگی های محیطی

 

 

نقاشی های خاکی یک هنرمند خاکی

 

در بهشت

 

جست و خیز قورباقه ها

 

در بهشت

 

لذت حیاتی دوباره

 

 

نشانه گذاری بر سنگ و ماسه

یک مجسمه ساز ایرانی هنرش را به رودخانه ها، سواحل و بوستانها می آورد

رابرت سی مورگان

 

زير گنبد زمان:

دو مجسمه ساز ایرانی
 

... مفهوم ثبات در مجسمه تقريبا يك جنبه تا حدودی غیر آگاهانه از فرهنگ ايراني است. اين فرهنگي است كه تقریبا مفاهيم را در هنر مطابق با آنچه که آثار چه مدت تداوم خواهد داشت تعريف مي كند. اما قابل ذکر است که براي هنرمنداني چون بهروز دارش و احمد نادعليان،  مفهوم ثبات بعنوان معياري در هنر، آشكارا در حال تغيير است. آنها بیشتر معطوف به رویکردی مفهومی هستند و ،در لایه هایی، تلویحا رویکردی سیاسی دارند...  بیشتر

Sculpture Magazine (Vol. 27, No. 2) March 2008

 

گفتکو در گوناگونی

کتابی از جان کی گرانده

 

چاپ مهر های استئانه ای در کویر مرنجاب

 

طراحی در بستر دریاچه نمک




سفری به صربستان

 

مرزهای جدید

 

زوج اغوا شده - کارگاه هنر محیطی

 

رویای صلح در خلیج فارس

 

پرواز شماره 655

 

شعر پرواز پرنده در بطری ها

 

جشنواره هنر محیطی خلیج فارس دیماه 1386

 

جشنواره هنر محیطی خلیج فارس (آثار بیشتر)  دیماه 1386

 

چاپ اله آب بر ماسه های هرمز


نقاشی با خاک قرمز هرمز

 

کنده نگاری در جزیره هرمز

 

کارهای نادعلیان در چین

 

کارهای نادعلیان در تاجیکستان

 

جشنواره هنر محیطی کرمان

 

جشنواره هنر محیطی کرمان

 

کارهای محیطی در رودخانه راک کریک ریور

 

سرخ پوستان کانزاس میسوری امریکا

 

کارهای محیطی پارک مرکزی نیویورک

 

حجاریها در سنتا فه  نیو مکزیکو امریکا

 

کارهای محیطی احمد نادعلیان در انگلستان

 

پیوند با هنر پیش از تاریخ

 

باغ سنگی درویش خان

 

چاپ مهر های استوانه ای بر ماسه های کویر

 

چاپ های جدید در جزیره هرمز

 

حجاریهای جدید در جزیره هرمز

 

کارهای نادعلیان در تنگ بلاقی: نادیده گرفتن مکانهای تاریخی

 

تصاویر با ابعاد بزرگ را دان لود کنید

 

مرحله دوم جشنواره هنرهاي محيطي خليج فارس

 

چاپ نقش ماهی بر ساحل دریا : بیشتر

 

چیدمان محیطی و موسیقی با زباله

 

 

خانه مادر حسن دریا پیما

 

موزه  دائمی هنرهای محیطی

 

داستان زندگی کنیز

 

 

نوروز 1389 - جزیره هرمز

 

 

سفری به خوزستان - زمستان 1389

 

 

دریاچه تشنه: بیست چهارمین جشنواره هنر محیطی در ایران- دریاچه ارومیه

 

هنرمند / طبیعت گرا - احمد نادعلیان

جان کدی

 

 

درباره­ی دوستم ابگیل دوان: کشت آور هنر

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

جشنواره های محیطی

 

 

خانه مادر حسن دریا پیما

 

موزه  دائمی هنرهای محیطی

 

داستان زندگی کنیز

 

 

نوروز 1389 - جزیره هرمز

 

 

سفری به خوزستان - زمستان 1389

 

 

دریاچه تشنه: بیست چهارمین جشنواره هنر محیطی در ایران- دریاچه ارومیه

 

هنرمند / طبیعت گرا - احمد نادعلیان

جان کدی

 

 

درباره­ی دوستم ابگیل دوان: کشت آور هنر

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

جشنواره های محیطی

 

 

خانه مادر حسن دریا پیما

 

موزه  دائمی هنرهای محیطی

 

داستان زندگی کنیز

 

 

نوروز 1389 - جزیره هرمز

 

 

سفری به خوزستان - زمستان 1389

 

 

دریاچه تشنه: بیست چهارمین جشنواره هنر محیطی در ایران- دریاچه ارومیه

 

هنرمند / طبیعت گرا - احمد نادعلیان

جان کدی

 

 

درباره­ی دوستم ابگیل دوان: کشت آور هنر

 

هنرمند سرای خلیج فارس

 

 

 

خاطره اشیاء  و  جادوی رنگها:  بیست و پنجمین جشنواره هنرمحیطی

 

 

 

گزارش تخریب میراث طبیعی و فرهنگی

 

 

 

 

 

 

 

 بیست و ششمین جشنواره هنر محیطی در ایران- کلاته شیخ ابوالحسن - نیشابور

گزارش: احمد نادعلیان

بیست و ششمین جشنواره هنر محیطی در كلاته شيخ ابوالحسن نیشابور برگزار شد.  این کلاته  در 15 کیلومتری شمال شهر نیشابور واقع شده است.

 

 

آقای مجید ملانوروزی و سایر هنرمندانی که در کلاته شیخ ابوالحسن ساکن هستند میزبان و حامی این جشنواره بودند و  آقای کریم اله خانی به عنوان دبیر این جشنواره کارهای اجرائی آن را به عهده داشتند.  در بیست و ششمین جشنواره استادان و  هنرمندان شناخته شده ای از گوشه کنار ایران شرکت داشتند. کارهای مختلف و متنوعی به صورت چیدمان انجام شدند. کارهای هنرمندان جوان اغلب به صورت گروهی و جمعی شکل گرفتند.

مقابر خیام ، عطار نیشابوری و کمال الملک همچنین اسقرار دانشکده هنر در شهر نیشابور زیرساخت خوبی برای برنامه های فرهنگی و هنری می باشد.

با توجه به اینکه کلاته در کنار آرامگاه یکی از عرفا به نام شیخ ابوالحسن واقع شده است در آثار ارائه شده در جشنواره به مفاهیم عرفانی توجه شده بود. داستان مرغان شیخ فرید الدین عطار الهام تعدادی از آثار جمعی و فردی بود.

 

این مرغ تشنه را بر روی یکی از سنگ های بومی نقش زدم و از آقای ملانورزی درخواست کردم که به محل آرامگاه منتقل شود

 

 

به پاس زحمات و توجه میزبان این رد پاها نیز در حیاط آنها حجاری شد.  در این جشنواره طی نشستی با حضور استادان و هنرمندان شرکت کننده آثار من  در حوزه هنرهای محیطی مرور شد و نمونه های تصویری بسیاری از آثار هنرمندان محیطی مربوط به دیگر هنرمندان محیطی نیز به نمایش  در آمدند.

 

 

پیرو گفتگویی که با آقای مجید ملانوروزی  انجام شد حالا این امکان وجود دارد که هنرمندان با تجربه در این دهکده هنری به صورت موقت ساکن و آثار هنری خودشان را به صورت چیدمان های دائمی در آن محل به نمایش در آورند.  در کنار این امکان که برای هنرمندان با تجربه فراهم است، هنرمندان جوان می توانند در جشنواره های ادواری محیطی شرکت نمایند. 

 

 

در اولین روز جشنواره این امکان فراهم شد که جمعی از هنرمندان شرکت کننده از معدن فیروزه اطراف نیشابور بازدید نمایند که سابقه ای پنج هزار ساله دارد و همیشه مورد توجه هنرمندان بوده است.

 

به زودی رنگ بدست آمده از فیروزه نیز به رنگهای نقاشی های من اضافه خواهند شد.  در مسیر مشهد به نیشابور در نقاط متعددی نوعی خاک سرخ وجود دارد که فام رنگی آن با رنگ خاک سرخ هرمز متفاوت است.

 

 

این خاک سرخ در تپه های موجود اطراف کلاته نیز دیده می شود. در تجربه جدیدی با خاک بر روی سنگ های همان منطقه طراحی کردم و با روغن جلا رنگ آن را تثبیت کردم.

 

 

 

 

 

 

در باغ های کلاته نی نیز وجود دارد. دو نفر از هنرمندان جوان با استفاده از آنها چیدمانی ترتیب داده بودند.

 

 

با استفاده از همین نی ها  تجربه جدیدی داشتم. با حرارت دادن میله فلزی و اتصال آن به نی نقش هایی را بوجود آوردم.

 

 

 

 

 

 

تجربه جذابی بود.

 

 

آقای فرهنگ و چند هنرمند جوان با استفاده از نی ها نی لبک درست کرده بودند. من بر روی آنها نقش ایجاد کردم

 

 

با توجه با اینکه کلاته شیخ ابوالحسن محل سکونت دائمی هنرمندان با سابقه ای می باشد، این قابلیت در کلاته وجود دارد که به یک قطب فرهنگی مهمی در خراسان تبدیل شود و به عنوان مجموعه ای از هنرمند سراها میزبان هنرمندان بین المللی و کشوری باشد.

 

 

 

 

آقای اله خانی به کمک همسرشان با استفاده از سنگ ها چیدمانی ارائه دادند.

 

 

 

در طول جشنواره با هنرمندان جوان شرکت کننده به صورت کارگاه در خصوص چگونگی اجرای هنر محیطی گفتگو داشتم و بر روی چهره تعدادی از آنها با خاک نقاشی کردم.

 

 

 

اثر سرکار خانم سمیرا امیریان

 

 

 

 

صخره نگاری های خیلی مبهم و ساده شده افراد کمان بدست که در حال شکار هستند

 

جذاب ترین و مهیج ترین اتفاق جشنواره این بود که آقای یاسر کوهستانی یکی از هنرمندان جوانی که به محل جشنواره آمده بود به من گفتند که در کوهستان های اطراف روستای "درخت جوز " سنگ نگاره هایی دیده است.

روستای درخت جوز در حوالی شهر کوچک "بار"  از توابع شهرستان نیشابور می باشد.  برای دسترسی به کنده نگاری های سنگی لازم بود که چند ساعتی رانندگی و پیاده روی شود.

برای دسترسی به این کنده نگاری ها چند کیلومتر قبل از روستا باید به سمت کوهستان پیاده روی کرد. بر روی صخره های بالای کوه که به صورت بامی بر منطقه اشراف دارد صخره نگاری های متعددی وجود دارد با توجه به قدمت آنها رنگ قسمتهای کنده شده همرنگ سایر نقاط می باشد.

علی رغم اینکه آقای کوهستانی در چند سال گذشته تصاویر آنها را به کارشناسان اداره میراث فرهنگی و هنرمندانی در استان نشان داده است ، تاکنون آنها نسبت به وجود این آثار بی توجه بوده اند و کارشناسی نشده بود.

 

 

سنگ نگاره ها در طبیعت کهن ترین گونه هنرهای محیطی محسوب می شوند که برای ما محفوظ مانده اند.  آنها در محیط و با استفاده از بستر های محیطی و ابزار طبیعی انجام شده اند.

موضوع این کنده نگاری ها با توجه به محدودیت زمانی و آنچه که ثبت شد اغلب بز کوهی با شاخ بلند که ار دید جانبی طراحی شده اند، نقش دایره که در آن نقش بعلاوه دیده می شود و نقش افرادی که کمان شکار در دست به چشم می خورند

با بررسی های میدانی و مشاهده نزدیک آثار برای من مشخص گردید که آثار موجود بدون استفاده از قلم فلزی انجام شده اند.  در این شیوه با استفاده از یک ابزار نوک تیز که می تواند یک تراشه سنگ سخت و نوک تیز باشد پوسته روئی رنگ مخدوش و رنگ روشن پوسته زیرین آشکار می شود. گونه سنگی که این آثار بر آنها کنده نگاری شده است همان گونه ای هستند که در اطراف میمند و یا خمین وجود دارند. این نوع سنگ ها دارای یک روکش رنگی تیره دارند که کاهی قهوه ای یا سرخ و گاهی نیز به رنگ سرمه ای دیده می شوند.

با توجه به تجربه من در حوزه تاریخ هنر و کار عملی در زمینه کنده نگاری بر روی سنگ حدس من این است که کنده نگاری های موجود متعلق به حد اقل شش هزار سال قبل می باشند. برای اینکه یقین حاصل نمائیم لازم است که بررسی های بیشتری انجام گیرد. 

 

 

عمده دلیل من برای چنین تاریخ گذاری  شباهت طراحی این آثار با سفالینه های پیش از تاریخ می باشد.   با توجه به اینکه کنده نگاری ها قدمت دارند در طول زمان قسمت های کنده شده همرنگ زمینه شده اند.  بعضی از سنگ نگاره ها خصوصا آن هایی که در قسمت جنوبی آن منطقه واقع شده اند با پوشش گیاهی گل سنگ پوشیده شده اند.

 

 

 

 

 

نقش بزها بسیار ساده می باشند. یکی از موارد کنده نگاری شده همانند بزها بر روی سفالینه های کشف شده در شوش می باشند که متعلق به هزاره چهارم پیش از میلاذ هستند.  نقش بعلاوه ای نیز همان نقوش خورشیدی هستند که بر روی سفالینه های کهن نقش خورده اند.

 

 

 

 

 

 

با در نظر داشتن موضوع آثاری که تا کنون مشاهده شده و روش اجرا می توان گفت عمده کنده نگاری ها مربوط به هزاره های قبل هستند. این در حالی است که در میمند کرمان تا چند دهه قبل آثار جدیدی به مجموعه کهن اضافه شده اند.

با توجه به اینکه این کنده نگاری ها حد اقل چند کیلومتر از آب رودخانه دور هستند و با در نظر داشتن این مسئله که موضوع شکار در آنها مشاهده شده است آنها میتوانند مربوط به دوره شکار باشند و یا چوپان ها آن ها را کنده نگاری کرده اند.

با توجه به همرنگ شد ن قسمتهای کنده شده ، بهترین زمان برای عکاسی این نوع کارها صبح زود و یا غروب می باشد. با توجه به اینکه من در میانه روز و در یک روز ابری از آنجا بازدید کردم شناسایی و عکس برداری دقیق دشوار بود.

 

 

 

آب باران در سنگاب طبیعی

اجداد من که عشایر سنگسری بودند باورشان این بود که آب باران شفا بخش است. جرئه ای از آن نوشیدم.

 

علی رغم جذاب بودن سنگ ها برای کار هیچ کاری در آن منطقه انجام ندادم. چرا که برای عوام می تواند الگو باشد و آنها نیز نقش ها و یادگاری اضافه نمایند و این در دراز مدت موجب تخریب خواهد شد.  خوشبختانه با توجه به اینکه آثار مبهم هستند و با چشم غیر هنرمندانه سخت کشف می شوند این خوش بینی وجود دارند که این آثار برای هزاره های بیشتری باقی بمانند. اطلاع رسانی و آموزش همگانی در این زمینه ضروری به نظر می رسد.

من از سرکار خانم سمیرا امیریان صمیمانه تشکر می نمایم که در چند روز سفر به خراسان در تمام مدت سفر با وسیله نقلیه شخصی خود همسفر من بودند.  خصوصا برای دسترسی به این آثار با وسیله شخصی ما را به محل مورد نظر بردند. آن روز باران باریده بود و مسیر این محل به دلیل جاری شدن سیل وضعیت خوب نداشت و زمانی که به آمجا رسیدیم چند ساعتی در پایان کوه در انتظار ما بودند.  به آقای یاسر کوهستانی نیز تبریک می گویم چرا که یک بومی علاقمند به میراث و محیط می باشد. از راه های مهم شناسایی و حفظ آثار قدردانی کردن افراد دلسوز است. علاوه بر این حجاری ها آقای کوهستانی می گوید در منطقه شواهدی که دلالت بر وجود آثار تاریخی هستند وجود دارد و فقط متاسفانه افراد سود جو برای دسترسی به آنها رمین را زیر رو می نمایند. برای مثال آقای کوهستانی از چند کوره صحبت می کند که به دلیل سیل آشکار شده و افراد سود جو آن را تخریب کرده اند.

 

بعد از ظهر روز 15 اردیبهشت به دعوت خانم سمیرا امیریان از یکی از عروسی های کرد قوچانی بازدید کردم و از روند آن مراسم عکاسی کردم.

این عروسی خیلی محیطی بود. عشایر بودند و عروسی در دل طبیعت برگزار شده بود.

 

 

 

 

رفتار آنها بسیار متین بود و یاد آئین های کهن را در ذهن زنده می کرد.

 

 

 

 

موسیقی که به این فضا معنا می بخشید ساز قشمه بود که با استفاده از استخوان های عقاب ساخته می شود.

 

خانم امیریان این ساز را به من هدیه دادند.

باور آن دشوار بود که استخوان عقاب می تواند این کالبد ها را به پرواز در آورد.

 

 

این خاطره برای همیشه در اعماق خاطره من باقی می ماند و بدون شک بر پیکره های که بر سنگ نقش می زنم و یا با خاک نقاشی می نمایم تاثیر خواهند داشت. 

 

 

ایران رنگین ترین کشور دنیاست

چگونه می توان این نقش ها و رنگ ها را فراموش کرد.

 

 

 

 

سفر به خراسان یاد و خاطره سفر سال 1364 را برایم زنده کرد.  زمانیکه دانشجو بودم به شما خراسان سفر کردم.

 

 

این تصویر یک زن کرد قوچانی را نشان می دهد که در آن روزی که این عکس را گرفتم میهمان آنها بودم.

 

 

در آن زمان ترکمن های منطقه جرگلان لباس هایشان دست باف بود و دنیای زیبائی را شاهد بودم.

 

 

منطقه جرگلان- روستای بک پولاد سال 1364

روزی که کارهایم را به هنرمندان خراسان نشان می دادم  به  آنها گفتم که این حق من است که به گوشه و کنار دنیا بروم چون من کشورم ایران را خوب دیده ام.

خدا را شکر می کنم


  تماس